جنگليها و انگليسها
از قرارى كه در يك نمرهء روزنامه فراموش شده امروز خواندم نوشته بود خبرى كه چندى است در طهران شهرت دارد كه انگليسها مبلغى پول به ميرزا كوچك خان دادند و او را تابع خود كردند صحت آن از مبادى موثقه تصديق نشده . ليكن اين مطلب تصديق شده كه انگليسها براى آنكه در عبور قشون و مهمات به بادكوبه و روسيه مانعى در جلو و عقب خود نداشته باشند با جنگليها صلح كردند كه راه و شهر رشت و بندر انزلى در تحت نفوذ آنها باشد ، [ و ] اطراف كمافى السابق در تصرف و يد اقتدار ميرزا كوچك خان .
اگر اين مطلب راست باشد چنانچه صحت آن را اشعار مىدارد باز كار سپهسالار و مالكين و تجار و رعاياى جنگزدهء گيلانات و تا هرجا زورشان برسد مثل طارمات و خلخال و غيره زار است .
امسال بيشتر از سالهاى سابق بايد پول و برنج و هرچه دارند بدهند . زيرا خسارت وارده به حضرات و تهيهء اسلحه و قورخانه و نقدينه و آذوقه را بايد به زودى هرچه زودتر جبران و تدارك نمايند و اين رشته باز سر درازى خواهد داشت .
كاپيتولاسيون
دولت ما كاپيتولاسيون را فسخ و الغاء مىكند در حالىكه هر گوشهء مملكت « قرالى » و دولتى جداگانه شده است كه قوانين و احكام جارى مىكنند و به قانون و احكام و سياست مركز ريشخند مىكنند و انگليسها هم به آنها رسميت مىدهند . دولت ما هم تصديق مىكند . در جريدهء رسمى يا نيمرسمى ما هم درج مىكنند . پس خوب بود اول كاپيتولاسيون را از داخلهء مملكت فسخ و الغاء كند بعد برود سر خارجه . مردم ايران همه بههم ريختهاند . بعضى براى حفظ جان و مال خود ، برخى براى چاپيدن و غارت اموال ديگران . يك دسته هم براى حفظ مال خود و هم براى بردن مال ديگران مشغول جدال و نزاع [ اند . ] هيچكسى نيست يك حرفى بزند يا يك اقدامى بكند و لو مؤثر واقع نشود . حالا جاهاى دوردست از مملكت پيشكششان ، اقلا مجاور پايتخت و شهرهاى نزديك آن را كه بكنند .
شلوغيها ، هركه هركه
نجفآباد محل اقامت ساعد الدوله يك ميدان تا شهر قزوين مسافت دارد ، آدم مىفرستند سه نفر را مىكشد ، شصت نفر را لخت مىكند . يكى يك كلمه سؤال نكرد تو