سپس مخاطره جز گلوله وجود ندارد . به علت آنكه سرعت سير آن از شديدترين وزش هوا بيشتر است . ثانيا عدهء عظيمى از كارگران معادن و كارخانجات جنگى به تدريج براى هوانوردى مستخدم مىشوند و از اعماق زمين و صدمات كار آسوده مىگردند .
پس شايد تا دو سال پس از خاتمهء جنگ سرتاسر دنيا موفق به مشاهده و سير وسايل حمل و نقل خواهند گرديد و انقلاب شگفتانگيزى روى خواهد داد و بههمين علل جهانيان ورود اين عامل نورسيده و نشوونماى سريع آن را بايد صميمانه تهنيت گويند .
من متحمل زحمت تحرير اين مقاله شدم ، ليكن چيزى نخواهد گذشت كه اين هم كهنه خواهد شد زيرا روزبهروز بر اهميت جنگهاى هوائى و تكميل نواقص آن افزوده مىشود .
پليس جنوب - مال التجاره
جمعه ششم [ ذىحجه ] ، 21 سنبله - هوا خنك شده غله و همهچيز ترقى مىكند . امتعهء خارجه كه بسيار ناياب شده و واقعا اگر اهتمام انگليس در برقرارى پليس جنوب و امنيت آن راه براى ورود مال التجاره از ممالك او نبود با اينحال مملكت روسيه مردم ايران براى همهچيز معطل و حتى براى كفن و دفن اموات هم چيزى نداشتند . ما نمىتوانيم راه را امن كنيم . چنانچه راه انزلى و رشت را كه به اين نزديكى است و در بحبوحهء آبادى ايران و مجاورت پايتخت است نتوانستيم . پس اگر به مصالح مملكت و منافع سياسى ما هم برمىخورد حاليه كه احتياج كامل به امنيت آن راه داريم نبايد صحبتى بكنيم مگر پس از جنگ و آسايش گيتى . قر و قر و لندلند بعضىها و حرارت جرايد سابق ما در مقابل احتياج عمومى پوچ است و اثر نمىكند ، چنانچه نكرد .
وضع غله
بارى مقدمة الجيش الموتى بهسمت تنكابون و شالى درو رفته و متدرجا مىرود .
امسال هم بيشتر از پارسال خواهند رفت ، بلكه غالب با كوچ مىروند . كارهاى من يواش يواش سبك مىشود ، اما غله را چه كنم . عجالتا فكر بكرى ننمودهام و اگر بخواهم امسال هم تمام را نسيه به معمول سنواتى بدهم هم كار رعيت خراب مىشود ، هم كار خودم .
ندهم باز نمىشود . ملك لاذرع مىماند و مردم گرسنه . تتمهء قيمت غلهء لوىئيل و تمام ئيلانئيل من كه براى پول آن كيسهها دوخته و خيالات بافته بودم پنج تقسيم شد .
يك قسمت نقد شد ( كه باز مبلغى نصيب خودشان شد . به اين معنى كه قسمت ديگر را كه ملك دادند مبلغى دستى بگير شدند كه ناچار تنخواه نقد پرداختم . )