تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5349

مساهمون:

ص٥٣٤٩
من هر سال اول حمل كه مىشود حساب مىكنم مىبينم مبلغى امسال بايد پول داشته باشم . پائيز كه مىشود مىبينم هيچ ندارم . اصلا پول اين خراب شده بركت ندارد . خالصه است ، مجهول المالك ، نبايد هم بركت داشته باشد . دوشنبه 25 ذى القعده « 1 » ، 10 سنبله - حوض اندرون تمام شد . سه ذرع در سه ذرع و نيم . يك اطاق هم پائين آن براى كلفتها ساختم . سر انبار هم برداشته شد تير تازه ريخته گرديد . مانده است كاه‌گل مالى ديوارها و برجها تا برسيم به تغييرات بيرون و كاروانسرا .

بوقلمون‌خورى

نواب عاليه امروز را خيال رفتن داشت مانع شدم و قرار شد اول ماه نو تشريف ببرند . هفت دانه بوقلمون داشتيم دو تا را پائيز گذشته روز روشن روباه گرفت و برد خورد . از پنج تاى باقيمانده يكى را در بهار قراقوش « 2 » گرفت . چند روز قبل يكى ديگر را باز روباه پارسالى نوش جان كرد . امروز يك دانه نرش را پلو پختيم و بر روباه سبقت گرفتيم . همه را سير كرد . مدتهاى مديد بود طعم آن به ذائقهء من نرسيده بود . واقعا گوشت سينهء لذيذى دارد .

ملك خان هندى

حكايت خنده‌دارى ديشب بود كه آخر الامر هم پى به آن نبرديم . غروب بود بچه‌ها ذكورا و اناثا آمدند تو كه يك نفر هندى آمده دم دكان ميرزا حسين . لله هرچه با او حرف زد حالى نشد . گفت انگليسى مىدانى سر تكان داد . حالا لله آمده به شما بگويد صدا كنيد حرف بزنيد . رفتم بيرون معلوم شد حقيقت دارد . احضار كردم آمد . عصا و پارچهء نازكى در دست داشت . زمين گذاشته به حالت نظام جلو آمد ، سلام نظامى داد . خيلى سياه بود . ريش و سبيل مجعد كمى داشت . عمامهء شكرى نازكى كه از توى آن سر يك كلاه مخروطى نمايان بود در سر ، يك پيراهن كتان آستين كوتاه بدون يخه بلند و بدون علامت نظامى در تن ، شلوار كوتاهى تا زانو از همان پارچه در پا ، نوار علفى رنگى روى گوشت از زانو به پائين بسته و يك پوتين بسيار زمخت محكمى در پا داشت كه هيچ‌يك آنها علامت نظام يا نمره نداشت ، مگر آن كلاه بوقى كه داراى نمرهء شش بود . من به زبان انگليسى با او حرف زدم نفهميد و جوابى بين فارسى و هندى داد كه مفهوم نشد . بعد به اشاره حرف زدم . فقط با انگشت پشت كوه را نشان داد كه انگليس از آنجا . بعد خودش
هامش
( 1 ) - اصل : شوال و اشتباه است . ( 2 ) - قراقوش - تركى - قسمى باز شكارى .