تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5346

مساهمون:

ص٥٣٤٦

قيمت غله

صولت گرما شكسته شد . شبها خنك و پشه بسيار كم شده است . تركها مىگويند « كلش دوشدى قيش دوشدى » « 1 » كربلائى غلامعلى از شهر آمده تازه‌اى نداشت جز قيمت ارزاق كه مىگفت با وصف آن‌كه وسط خرمن است گندم چهل و پنج الى پنجاه است ، آرد گندم تا هفتاد تومان قيمت دارد ، جو سى تومان است ، برنج هنوز سه تومان سه تومان نيم است . هيچ اميد ارزانى نيست . خداوند ترحم به حال مردم كند . ديگر امسال كسى اشياء فروختنى و گرو گذاشتنى هم ندارد . الان در الموت گندم يك من شاه يك تومان است .

سقط جنين زينب خانم

يكشنبه 17 ذى القعده « 2 » ، دوم سنبله - زينب ديروز از صبح دل‌درد گرفت . دو ساعت از شب رفته بچه پنج ماه و نيم را انداخت . نتيجهء روزه گرفتن نامشروع همين بود . للّه الحمد به خودش آسيبى نرسيد . من براى تماشا به اطاق او رفتم ، دختر بود . يك وجب قد او بود . سر و صورتش درشت‌تر و فربه‌تر از ساير اندامش بود . دستهاى خود را مثل شلاق بالا و پائين مىبرد و گاهى به دهان مىگذاشت . درست به يك جانورى شبيه بود . بيست ساعت زنده بود بعد دنياى فانى را وداع گفت و از محنت زمانه بدون هيچ عقابى و معاصى درگذشت .

سانسور پست - عقد احترام الدوله

دستخطى از حضرت و الا رسيد . سانسور باز نموده بود . حتى پاكتهاى جوف آن‌كه مال بچه‌ها بود باز بود و مهر سانسور داشت . الحمد للّه همگى سلامت هستند و در چهارم ماه پريوش خانم ملقبه به احترام الدوله صبيهء عماد السلطنه [ را ] كه دو سال بود عقد ميرزا محمّد حسين خان پسر همشيرهء بزرگ شاهزاده آغا بود در شمران عروسى كردند . همان باغ حضرت اقدس و الا داماد و عروس را دست‌به‌دست داده بعد از شام به باغ شاهزاده آغا فرستادند . عروسى مختصر و خودمانى بود .
هامش
( 1 ) - كلش - قسمت خشن و درشت ساقها و برگهاى گندم و جو كه پس از درو در زمين مىماند . مثل تركى است به معنى وقتى كلش به زمين افتاد تابستان هم تمام مىشود . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - اصل : شوال و اشتباه است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5346 | قهرمان ميرزا عين السلطنه