تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5351

مساهمون:

ص٥٣٥١
تجسس نكرديم . يك مطلب هم نوكرها گفتند كه اگر مشغول بود سؤالى مىكرديم يا اسم چيزى را مىپرسيديم به فارسى مىگفت . اما اگر مشغول نبود جواب نمىداد و باز به اشاره مىگذراند . گفته بود مسلمانم . صبح هم يك سلام عليك گفته بود . به هرحال چنانچه در اول ذكر شد ما پى نبرديم چه‌كاره است ، كجا مىرود و براى چه در اين كوهها و دره‌ها بىزاد و راحله مسافرت مىكند . افسوس هم نداريم زيرا خيلى چيزها بر ما مجهول است اين هم يكى از آن هزار مجهول باشد .

لال‌بازى روسها - چنگ چنگ ليره

كربلائى غلامعلى مىگفت كار كسبهء قزوين خيلى دشوار شده است . روسها غالب تركى مىدانستند . در ظرف اين چندين سال كسبه هم زبان روسى را به‌قدر احتياج داد و ستد آموخته بودند ، عادت هم به اخلاق آنها نموده بودند . اما حالا به كلى بايد لال‌بازى درآورند و براى فروش پنج شاهى نيم ساعت معطل شوند . اين را هم مىگفت انگليسها در خريد خيلى سخت‌تر از روسها هستند . چانه مىزنند و فريب نمىخورند . از اين دكان به آن دكان مىروند . اما پول همه طلا است و نقره . يك دانه كاغذ [ ى ] نيست و هر صاحب‌منصبى دست به جيب كند چنگ چنگ ليره بيرون مىآيد كه چشمها خيره مىشود . اما غذا و خوراك آنها اعلى است و مثل روسها گندخور نيستند . هرچه خوب است مال آنهاست . آزار و صدمهء آنها تاحال به احدى نرسيده . با كمال معقوليت و سلامت نفس و وقار مىباشند . به يك نفر زن متكلم نشده‌اند .

قاطر و اسب انگليسى

مىگفت اسبهاى اينها از مال روسها بزرگ‌تر و قوىتر است . يك نوع قاطرهائى براى قورخانه دارند كه از اسبهاى آنها به مراتب بلندتر و كلفت‌تر است . طورى كه آدم دست بلند كند به گردهء قاطر نمىرسد . اين‌چنين قاطر هيچ ايرانيها نديده بودند كه از اسبهاى قوى و بزرگ روسى قوىتر و بلندتر باشد . قاطرهاى كوچكى هم براى دوچرخه و غيره دارند كه بىنهايت قشنگ و خوش‌تركيب هستند كه اين هم هيچ ديده نشده بود . دوشنبه دوم ذيحجه ، 17 سنبله - استاد محمود نيست تعميرات اندرون را تمام كند ، يك خروار و پنجاه من پائيز گذشته غله گرفته ، به قميت كه تسعير شده صد و پنجاه تومان مىشود . آنقدر فس‌فس مىكند تا اين مبلغ پر شود و مجددا غله بگيرد . بنائى در دهات صد مقابل سخت‌تر از شهرست . به سلامتى امروز عصر نواب عاليه به شهر رفتند . بيست و يك روز اقامتشان طول