[ كردند ] و حركت ذات شهريارى را موقوف داشته ، ولى وكلاى مجلس ركاب پرنس رويس را ترك نكردند و پس از ورود به قم كميتهء نجات و مدافعهء ملى را تشكيل [ دادند ] .
فتح باب مخاصمه را به روس و انگليس ژاندارمهاى بدبخت را پيش اين عرصهء نبرد قرار داد . نايب حسين كاشى و سردار صولت و امثال آنان را براى مقاومت با قشون منظم روس دعوت [ كردند ] و فرونتى در ساوه تشكيل دادند و از مخابرهء هرگونه تلگرافات جعلى به نام دولت براى قيام اهالى مضايقت نكردند ، رفقاى اين جماعت جنگجو يعنى كاركنان آلمان از نقاطى كه قبلا نقشههائى طرح كرده بودند به افكندن غوغا شروع كردند .
اگر ياد بياوريد درجهء تاريكى افق سياست طهران را در آن موقع استباط مىكنيد .
پارلمان تعطيل ، وكلا فرارى ، ژاندارمرى در حالت جنگ ، شايعات بىمأخذ آلمانها در رسيدن قوا كه مسئله را بر دشمنان خودشان هم مشتبه كرده بودند ، با وضعيات بين المللى اروپا و شكستهاى پىدرپى روسيه ، جنگهاى سنگين فرونت غرب ، موفقيت اطريشها در ايطالى و صرب و دول بلغار ، بىنتيجه ماندن عمليات داردانل و غيره ، باز يك دو هفته موقع استفاده را براى رجال سياست طهران تهيه كرده ، اتر و مارلينگ يكى بعد ديگرى مستقيما و بوسيلهء وسائط هر روزه به وزراى قصر ابيض مراجعه و پيشنهادات دولت را براى تهيهء يك زمينه موافقت تقاضا مىنمودند .
اين نكته ادعا نيست حقيقت است كه در اين مدت و اين فاصلهء زياد يعنى از به دو جنگ نه دولت و نه وكلاى ملت ، حتى دو سطر افكار خود را روى كاغذ نياورده و ننوشته بودند كه براى نجات ايران چه رأى را در سر و چه مقاصدى را در نظر دارند .
مذاكره با مستوفى الممالك
در آن روزهاى تيره هنگام غرش توپهاى باراتف و مارش سواران نظام روس ، در آن اوقات و دقايقى كه مشخص حيات و ممات ايران بود ، در آن لحظه كه آخرين ضربان قلب گرفته مريض محتضر شنيده مىشد نگارندهء اين سطور روزى خدمت آقاى مستوفى الممالك تشرف [ حاصل كرده ] و پس از يك سلسله مذاكرات طولانى راجعبه وضعيات با تضرع و استغاثه خاتمه دادن به بىتكليفى را استدعا نمودم . معظم له چنانچه همواره مىفرمودند عرايض وطنپرستانهام را تصديق و پس از بيانات مبسوطى فرمودند كه موقع اتخاذ يك تصميم قطعى رسيده و تبعات هجرت آلمانها چاره جز موافقت با روس و انگليس نداريم . سپس بنده را امر فرمودند كه با ملاحظهء تمام اطراف و جوانب و مطالعات دقيقه براى عقد [ قرارداد ] بعضى مطالب را يادداشت و حضور معظم له تقديم دارم . با شوق و شعفى تمام خدمت انجام را قبول و شتابان بيرون آمده پيش وجدان خود