باقى داستان اگر عمرى باشد انشاء اللّه در جلد دوازدهم درج مىشود و من اللّه توفيق - در قلعهء زوارك الموت ، به تاريخ يونتئيل 1336 - عين السلطنه قهرمان ميرزا .
* * * در 21 ماه ربيع الاولى برج جدى 1337 كه ساعد الدوله على اصغر خان پسر كوچك سپهسالار . . . در غيبت من قلعهء الموت را غارت كرد روزنامههاى من هم جزو غارت رفت . عجالتا اين جلد از آن با يك جزوى از جلد بعد اين در الموت جزو اموالى كه به چنگ مهدى . . . غارتگر افتاده بود به دست من آمد . تا خداوند چه وقت به وصال ساير مجلدات آن مرا برساند كه از تمام اموالم كه يغما شده دوستتر دارم .
عمرى باشد وقايع اين غارت و انهدام قلعهء قشنگ زيباى خودم را كه با خاك يكسان نمودهاند بعدها خواهم نوشت . خداوند منتقم حقيقى است و كيفر خواهد داد ، چنانچه تا يك اندازه به آن . . . داده است .
شب 26 شهر رمضان ، چهارم سرطان قوى ئيل 1337 در بالاخانهء عمارت على محمّد قريهء زوارك الموت . عين السلطنه .
* * * پايان گرفت مقابلهء مطبعى اوراق استنساخ شده به قلم آقاى مسعود سالور با دفتر اصلى كه به خط عين السلطنه است .
به دست ايرج افشار - بيستم اسفند 1377
امروز بيست و دوم شهريور 1378 تصحيح نهايى انجام شد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5321
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٣٢١