هزيمت قشون آلمان
مطلب مهم دوم آن هزيمت و « رت رت » قشون آلمان است از مارن كه گويا عبور از مارن براى آلمانها ميشوم است ، زيرا اينبار هم با همه تهيه و تداركات لودندورف هم مثل كلرك شد و از قرار ابلاغيهء سفارت انگليس و تلگرافات رويتر آلمانها از نصف مثلث بزرگى كه سواسن و شاتوتيرى و رمس را تشكيل مىدهد بيرون رانده شدند و در آن قسمت مثلث كه هنوز در دست آلمان است چهارصد هزار آلمانى هستند كه از مشرق انگليسها و جنوب و مغرب فرانسه و امريكائيها در تحت فشار سخت خود قرار دادهاند و احتمال قوى مىرود تمام اين چهارصد هزار مقتول يا اسير شود . تمام حملات از طرف آلمانها موقوف شد و به خيال گريز هستند . توپهاى آلمانى از كار افتاده و ليكن توپخانهء متفقين از مارن گذشته و همهجا آتشفشانى مىكند . بيست و پنج هزار اسير چهارصد و پنجاه عرادهء توپ ، چندين هزار توپ مسلسل و قورخانه و مهمات بىحساب عجالتا نصيب متفقين شده است . تمام قشون ذخيره كرون پرنس تقريبا از كار افتاده .
بروات و سانسور نظامى
نواب عاليه رقعهاى نوشته بودند كه اگر مال روانه كنيد بىميل نيستم الموت بيايم . با كمال تشكر اين حسن طلب را استقبال نموده فرستادم مالها را از كوه بياورند و به شهر ببرند . كاغذجاتى هم به طهران نوشته مبلغى تنخواه براى حضرت اقدس و الا و مبلغى هم از بابت مقررى آقايان ارسال گرديد . تا از سانسور نظامى چه قسم بروات رد شود . به واسطهء نقل از اندرون به بيرونى الحمد للّه مريضها خوب شدند جز عباس كه چشمش درد مىكند . چند روز يك مرتبه هم تب مىكند كه انشاء اللّه او هم خوب خواهد شد .
بيرونى ما خيلى از اندرون آبرومندتر است و به همگى راحت و خوش مىگذرد .
* * * تمام شد اين جلد يازدهم « 1 » « مموار » من كه بعد از مشروطهء ايران تحرير شده است ، اگرچه حاوى بسى واقعات نادر است ليكن من افسوس دارم كه به واسطهء فقدان و عدم تحصيل اخبار آنطور كه مايل بودم به اختتام نرسيد .
اگر من طهران بودم كه به گوش واقعات را مىشنيدم و به چشم اوضاع را مىديدم البته هزار بار بهتر از اينها شده بود . اما چه كنم كه روزگار غدّار و ناسازگارى ليل و نهار مرا مجبور به اقامت الموت نموده كه از هر كار و هرچيز باز ماندهام .
هامش
( 1 ) - اصل : نهم ( اشتباه است ) .