بيچاره ايران و ايرانى
بيچاره ايران و ايرانى ، من گمان مىكنم بيشتر از دول متخاصم دچار مصيبات و شدايد شد . در آلمان يا در انگليس هيچ شنيده نشده است از گرسنگى آدمى تلف شده باشد و حال آنكه در ايران يك مليان مخلوق از جوع تلف شده . در فرانسه يا اطريش هيچ مسموع نشده مرض حصبه يا كلرين و كلرا ذيروحى را كشته باشد . در صورتىكه به حساب دكترها دو كرور آدم در اين دو ساله از اين دو مرض بدرود زندگانى گفته است .
تلفات ايران
در ايطاليا يا بلغار گفته نشده است جماعت بىگناه بىطرفى شهيد شده باشند و حال آنكه در مملكت ما از يك كرور متجاوز بىگناه و مردمان زارع فقير دنيا را وداع ابدى گفته [ اند . ] پس تلفات انسانى ما در حال بىطرفى از عدم توجه پادشاه و رجال و وزرا و ليدرهاى احزاب سياسى ما به مراتب بيش از دول متحارب بوده . گرسنگى و امراض و سهلانگارى رجال ما از توپهاى هوتزر و بمبهاى آسمانپيمايان و ترپيلهاى تحت البحرى و گازهاى خفهكننده و شعلههاى سوزان تلفاتش بيش بوده است .
گرفتاريهاى اقتصادى
اين از حيث تلفات ، اما از حيث اقتصاد ديگر براى ايرانى بشيزى باقى نيست . فقر و مسكنت سرتاسر مملكت ما را فراگرفته روزبهروز هم بدتر و سختتر مىشود و امسال هم معلوم نيست محصول بهتر از سال گذشته باشد . ساير امتعه هم كه خدا مىداند به كجا و چه جا رسيده كه هر ايرانى در ترتيب امر معيشت خود دچار هزارها مشكلات شده كه يكى از آن در ايام عادى سالهاى قبل از جنگ براى فناى هر خانواده كافى بود .
بارى بگذريم از اين مطالب كه نوشتن آن جز سوزش قلب كاتب ديگر اثرى در دورهء ما بدان مترتب نيست .
اكرم الملك - اعانه
سپهسالار سه روز بود به زواردشت آمده بود . اكرم الملك نادان جوان را با همه امتحاناتى كه داده باز در سيارستاق گذاشت . اكرم الملك به آنجا قناعت نكرده رودسر رفت و مبلغى مردم را مصادره كرد يا به زبان امروز اعانه گرفت .