تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5290

مساهمون:

ص٥٢٩٠
به‌طورى كه رويتر اطلاع مىدهد هفت شبانه‌روز است كه لاينقطع بمباردمان مداومت دارد و وزن گلوله‌هائى كه از دهنهء اين مقدار توپ در شبانه‌روز خارج مىشود مطابق است با وزن بيست و پنج هزار خروار آهن . اين است حساب و اطلاعاتى كه رويتر داده است . اعليحضرت همايونى به‌طورى با كابينهء بختيارى مساعدت دارند كه باعث تعجب همه گشته . . . ( 1 ) بعد باز دستورالعمل به من مىدهد كه برويد و هر قسم است مرخصى مرا بگيريد . آن‌وقت مىنويسد محرمانه عرض مىكنم اولا سپهسالار را انگليسها خيال دارند فرمانفرماى شمال نمايند و براى همين كار هم او را برده‌اند . شش « كردارمه » هم قشون به ايران از طريق بغداد و خراسان خواهند آورد و براى محافظت هندوستان يك « كردارمه » هم از خود ايران خواهند تشكيل داد . چنانچه در همدان و خراسان مشغول عمليات شده و تاكنون بالغ بر پنج هزار سواره و پياده حاضر نموده‌اند . بارى به زودى سپهسالار به‌سمت تنكابون خواهد رفت و برحسب دستور انگليسها مشغول عمليات خواهد شد . لابد امير را هم خواهند برد و سبب عمده نرفتن بنده همراه ايشان به واسطهء همه‌كاره بودن ساعد الدوله و ضديت او با امير ابدا صلاح نبود . حاليه هم لازم است قبلا تا سپهسالار حركت نكرده است به‌سمت تنكابون بنده در رودبار باشم . » ( پايان‌نامهء طهران به سالار مفخم ) يكشنبه پنجم - شرحى به امير اسعد نوشته رقعهء ديگر سالار [ را ] جوف آن گذاشته مير آخور رودبار برد . پس از رفتن مير آخور جواب كاغذ من از امير آمد . فقط از تمام آن مطالب كه نوشته شده بود به همان اجازهء حمل برنج الموتى قناعت نموده و شرحى به سالار سعيد نوشه بود ممانعت نشود . ديگر از ساير مطالب كلمه‌اى جواب نداده بود . اين هم شكل تازه بود . پنجشنبه نهم شوال المكرم - زينب و عباس و حاجى بىبى از شب ششم تب كرده‌اند . مال عباس نوبه است و بهتر شده ، اما زينب و حاجى بىبى معلوم نيست چه مرضى است . برحسب خواست خدا آن طبيبى كه براى زخم كربلائى از شهر آمده بود و به او تكليف كرديم بيايد الموت توقف كند وارد شد و مشغول طبابت است . او مىگويد حصبه نيست نوبهء شديد است . دواجات هم همراه دارد .