تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5288

مساهمون:

ص٥٢٨٨
است . منتهى همه ملك را نمىتواند ببرد . باز سهمى از اراضى را برده باشد تا اطفاى حرارتش بشود ، ما لايدرك كله لايترك « 1 » كله .

دچار امير اسعد بعد از هيأت اتحاد اسلام

من باز يك كاغذ مفصلى سر تا پا دوستانه ، نيش و نوش ، تملق ، چاپلوسى نوشته فرستادم و تصور نمىكنم بر سنگ خاره قطرهء باران اثر كند و دست بردارد . منتظم الملك به من مىگفت به امير اسعد بگوئيد فلان آدم در اصفهان يك ملك خوبى دارد او بتواند از اينجا براى او اسباب‌چينى مىكند . مختصر يك ساعت نيست من آسوده باشم . چند ماه بود گرفتار « هيئت اتحاد اسلام » بودم هنوز نفس نكشيده دچار اين قضيه شده‌ام .

اختلاف ديدن ماه

چهارشنبه غرّهء شوال ، 19 سرطان ، عيد فطر - سه ساعت از دسته رفته عباس به اطاق آمد . كاغذى از سيد مهدى داد كه در ورك ديشب ماه رؤيت شده من بيرون رفتم . آدمى ورك فرستادم بعدازظهر مراجعت كرد . نوشته بود در آنجا و حسن‌آباد رؤيت شد . ما هم افطار كرديم و چند تير تفنگ براى اخبار انداخته شد . ليكن از پائينها آدم آمد كه همه روزه بودند و كسى ماه را نديده بود . در دهات اغلب سى روز روزه گرفته مىشود .

اخبار

اخباراتى از شهر مىرسد كه سپهسالار جمعيت جمع مىكند . انگليسها تهيهء كامل مىبينند . طهران به هم خورده ، عثمانيها آذربايجان را گرفته‌اند . عده‌اى قزاق به زواردشت نزد امير آمد .

عمليات سالار سعيد

سالار سعيد بگير و ببند مفصلى در تنكابون كرده . از حاج يعقوب طالقانى شش هزار تومان گرفته ، از حاج نصر اللّه دوازده هزار تومان مىخواهد . از ميان‌كو محله‌ايها ده تا مىخواهد . تمام برنج طالقانى توقيف شد ، برنج الموتى هم به طفيل آنها توقيف است . قاصد من هم پس از چهار روز بلا جواب آمد . مىگفت پانزده قاصد آنجا معطل جواب بود . مردم
هامش
( 1 ) - در اصل يدرك .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5288 | قهرمان ميرزا عين السلطنه