تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5275

مساهمون:

ص٥٢٧٥

وضع محصول

شنبه 19 رمضان ، هشتم سرطان - به حمد اللّه تا امروز روزه را به خوبى گرفتم . روشنك هم به عشق « مدايان » « 1 » طلا روزه را مىگيرد و اصرار هم دارد . پريشب و ديشب ما يك سحرى سيرى خورديم كه باقلا و كدو از شهر آورده بودند . توتها را باد مىريزد . آلوبالو رنگ افتاده . گيلاس نيمه‌رس شده . يك تگرگ مختصرى هم پريشب سحر آمد كه بوته‌هاى خيار و كدو و باقلا را به يك اندازه ضايع كرد . محصول امسال باز خوب نيست . آبى را در اغلب دهات زنگ زده ، ديم هيچ نشده است و قابل چيدن نيست . تمام ارزن و چغندر و صيفىجات ديگر را هم « شته » زده و اين بلا امسال پيدا شده است . اما عراق همه‌جا كاشته‌اند خوب شده . آنچه نخود هم سال قبل كاشته بودند كه سبز نشد ، امسال سبز شده ، بلكه گندم و جو سال گذشته هم سبز شده است .

كلرا - كلرين

در پائين‌روچ و با بروز كرد چهار نفر مرد . امروز از بالاروچ خبر رسيده آنجا هم بروز كرده و زن پدر ملا على مرده ، چند نفر هم مبتلا هستند . چون همه چيزها تغيير كرده اين مرض را هم . از طهران و قزوين مىنويسند كلرا نيست بلكه كلرين است و تغيير اسم و منصب و شغل داده . راست است مثل آن دو و با نيست كه من ديدم . ليكن باز تغيير اسم در مزاج مستعد فايده نبخشيده آدم مىكشد . موقع كار من هم هست و نمىتوانم مردم را راه ندهم يا آدم جائى نفرستم . حفظ الصحه كامل هم نمىشود به عمل آورد . خودمان را به خدا سپرديم كه حافظ اوست ، نگاهبان اوست . اگر عمر به سرآمده باشد خواهيم مرد . نرسيده باشد طاعون هم كارگر نيست ، چه رسد به كلرين .
از مرگ حذر كردن دو روز روا نيست * روزى كه قضا باشد و روزى كه قضا نيست روزى كه قضا باشد كوشش ندهد سود * روزى كه قضا نيست در او مرگ روا نيست
وركيها رفتند كره‌قاطر بگيرند ماديان كرنگ سالارى پرت شد مرد . ما نتوانستيم ثابت كنيم . ديروز اسمعيل رفت قاطرهاى خودم را بگيرد برنج بياورد ، ماديان سمند مرا كه كربلائى غلامعلى از مشهد خريده آورده بود پرت شد جان به جان آفرين تسليم كرد . هفدهم محمّد حسين از شهر آمد . دستخطى حضرت و الا و آقاى عماد السلطنه مرقوم داشته بودند . اسد اللّه ميرزا را اجازه دادند بيايد ، ليكن او متعذر شده بود كه خرمن نصيرآباد را بردارم بعد مىروم و اينك من مردد شده‌ام كه بخواهم بيايد يا نيايد .
هامش
( 1 ) -Medaillon