تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5274

مساهمون:

ص٥٢٧٤

رياست وزرائى صمصام السلطنه

بارى دستگير شدن اسمعيل خان راست است . افخم الدوله نوشته بود و ايشان در تجريش مشغول دوندگى [ است ] بلكه مرخص شود . با سفارت انگليس گفتگو مىكنند . باز صمصام السلطنه را به هر شكل بود رئيس الوزرا كردند . اما كابينه تا دهم معرفى نشده بود . همگى تجريش رفته‌اند . افخم الدوله نوشته بود جمعى در مسجد شاه متحصن شده از شاه كابينهء مقتدرى مىخواهند . تحريك از جانب وثوق الدوله است و كابينهء مقتدر خودش است . برخى برضد ايستاده‌اند تا چه شود ( اين كار را هم سپهسالار ياد داده است ) .

شجاع السلطان

جلال و ولى آقا را رشيد خان مرخص كرده معلوم نيست كدام جهنم هستند . تفنگ و اسناد را رد نكرده است . ابو الحسن ناخلف را چوب مفصلى زده گفتم برود كشمرز . پيشنماز مىگفت درست است مشهدى غلامعلى و معز السلطنه را محترما خارج كردند ليكن شش هفت هزار تومان نقد و ده دوازده قبضه تفنگ از آنها گرفتند . شجاع السلطان از مردم جلوگيرى كرد و الّا پدرشان را سوزانده بودند . جمعى هم باز اطاعت از شجاع السلطان نكرده پستهاى آنها را دستگير [ كردند ] و هرچه داشتند گرفتند . مىگفت شجاع السلطان هم به قدر دوازده هزار تومان از مال سپهسالار خورد . از پيشنماز سالار فاتح سيصد و هشتاد تومان جرم گرفته است .

سالار سعيد

معلوم شد كه پس از مرخص كردن خسرو وكيل ، ميرزا احمد خان و همراهانشان را آن تفنگهاى مجدد را آدمهاى سالار سعيد و ساير نوكرهاى امير خالى كردند كه از زواردشت آمده بودند ( سالار سعيد را امير زواردشت گذاشته بود ) و بعد آنها را به زواردشت بردند . جمعى مرخص [ شدند ] بعضيها ماندند . از آن جمله است غلامرضا خان . كاغذى هم به گرمارود نوشته بود اشياء اينها را روانه كنيد . شيخ نور الدين هم نوشته بود من جواب نوشتم اشيائى نداشتند ، واعظ غيرمتعظ هم نشويد . شما آنها را « يراق‌چين » كرديد . اگر ما غارتگر بوديم به شما نمىگذاشتيم برسد . چه عيب دارد شما پس بدهيد ، اين جزئى را ما مىدهيم . ديگر جواب نيامد . آن دو اسب را هم آمدند از ييلاق كوچنان بردند . اينجا رضا بيك خريت كرد كه خودش نياورد .