حكايت شاهزاده عزيز و مجازات نظام الملك
پس از آمدن امين السلطان به طهران كه امين الدوله را از وزارت ماليه خلع كرده بود و ماليه را به ناصر الملك ( نايب السلطنه ) داده بود كه به ترتيب اروپا رفرم كند كه هيچ كارى نكرد بههمانحال ماند ، نظام الملك حاكم طهران شد . براى پسر بزرگ مدير السلطنه دختر مؤيد الدوله مرحوم را گرفته بود . براى افخم الملك عزيز الملوك همشيرهء كوچك ما را گرفت . حكايت شاهزاده عزيز جلو آمد . اين شاهزاده عزيز يكى از مشديها و الواط طهران بود . خيلى شرارت كرده بود . به موجب دستخط مظفر الدين شاه حاكم طهران نظام الملك دو دست او را قطع كرد . امير خان سردار ، بعد سپهسالار كه وزير جنگ بود به واسطهء اقداماتى كه در خيابان امين حضور از سربازها صورت گرفته بود و نظام الملك به شاه راپرت داده بود موقعى براى بروز عداوت به دستش آمد تحريك كرد شاهزادگان و قاجاريه براى قطع يد شاهزاده عزيز در خانهء پدرش عضد الدوله اجتماع و ازدحام كردند .
به شاه عريضهجات داده و حضورا شكايات كردند و مجازات نظام الملك را خواستند .
فحشها ، ناسزاها دادند . بالاخره نظام الملك عزل شد و اين نقار و انزجار بين شاهزادگان و قاجاريه باقى بود . شاه هم ازبس سست عنصر بود كلمهاى نگفت به حكم من شده .
نظام الملك هم احتراما دستخط را نشان نداد . دو سال نظام الملك مغضوب بود تا حكومت فارس [ را ] به اصرار به او دادند .
من هم بيكار و گرفتار خرج زياد بودم ميل كردم همراه او شيراز بروم و قبول كرد ، همراه برد .
حكومت فارس نظام الملك
در شيراز نظام الملك بسيار بد حكومت كرد ، زيرا هيچ حكومت نرفته بود . از ترتيب و قوانين حكومت آن عهد مسبوق نبود . اين حكومت به واسطهء عدم استقلال و ترتيب كه به دست خود نظام الملك تهيه شد اسباب اين گرديد كه چهل پنجاه هزار تومان خودش مقروض شد . اجزا از آن جمله من بيچاره مبلغى قرض بالا آوردم . نظام الملك فقط در ايالت خودش متوقع احترامات فوق العاده بود ، ديگر هيچ دربند منافع و حق الحكومه و كار ديگرى نبود . مردم زيرك شيراز اين مسئله را درك كرده بهجاى طاقه شالها ، اسبها ، ماديانهاى عربى ، ليرههاى انگليسى ، نوتهاى بانك ، اشرفيهاى مظفرى كه هميشه به حكام براى طى امورات خود و چاپيدن يك دستهء ديگر مىدادند هى تعظيم كردند ، هى بلهبله قربان گفتند ، هى حضرت اشرف گفتند . متصل شاعرها در قصايد او را صدر