تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5049

مساهمون:

ص٥٠٤٩

سرنوشت نظام الملك

حضرت و الا پس از فوت مرحوم اعتضاد السلطنه خانه‌هاى او را به ده هزار تومان كه اعلى قيمت خانه‌هاى آن‌وقت بود خريدارى [ كردند ] و به آنجا آمديم . نظام الملك به اين خانه‌ها مسكن كرد . مراودهء ما برقرار بود و هميشه ممنون محبتهاى عهد محنت و تنگدستى خود بود . تا ميرزا كاظم خان نظام الملك مرحوم شد لقب و منصب وزير لشكرى به اين آقا رسيد . از خانه‌هاى شهر به نظاميه رفت . تمام ارث هم به اين شخص رسيد و خيلى چيزهاى مخفى هم از عهد ميرزا آقا خان بود كه از ترس بيرون نمىآوردند . زيرا نظام الملك ابو الحسن خان پسر خودش از نيمتاج خانم ( نيمتاج خانم دختر كوچك ميرزا نبى خان قزوينى پدر ميرزا حسين خان سپهسالار [ و ] يحيى خان مشير الدوله و علاء الملك بود . علاء الملك و نيمتاج خانم از بطن صبيهء خاقان ميرور فتحعلى شاه بودند ) از اولادى خود خارج كرد و علنا مىگفت مال من نيست حرامزاده است و چون اين زن كه بعد از طلاق عزت الدوله گرفته بود بدنام بود همه‌كس گفتهء او را تصديق داشت . طلاق عزت الدوله هم پس از عزل و تبعيد ميرزا آقا خان جبرى واقع شد و مىگفتند شوهرهاى ديگر حرام است . ( اين معتمد الملك حاليه كه از بطن او و صلب يحيى خان مشير الدوله برادر ميرزا حسين خان سپهسالار قزوينى به عمل آمده مىگويند به همان علت حرامزاده است ) .

ابو الحسن خان

نظام الملك در سلام تحويل ناصر الدين شاه در ميان دو هزار نفر رجال و امرا و صاحب‌منصبان وقتى كه ابو الحسن خان آمد از شاه عيدى بگيرد و شاه رو به نظام الملك كرده گفت پسر شماست ، به آواز رسا گفت خانه‌زاد اعليحضرت و فرزند حقيقى چاكر عبد الوهاب است . اين ابو الحسن خان مثل ماه خوشگل بود و نزد دائى خود علاء الملك برادر ديگر حسين خان سپهسالار بود . يك روز مرحوم عضد الدوله پدر عين الدوله آنجا رفت و او به ساده‌رويان مايل بود خيره‌خيره به اين پسر نگاه كرد در آخر اين شعر را خواند .
چشم تو به آهوى ختن سخت شبيه است * از چشم تو پيداست كه مادر به خطائى
اين پسر پس از بيرون آوردن ريش و سبيل هيولاى غريبى پيدا كرد كه هيچ‌كس تصور نمىكند آن ابو الحسن خان است و خيلى هم زود مرحوم شد .