بناى تعظيم مىشود . بعد كفشهاى سبز ساغرى كه جزو تشريفات سلام آنها بوده از پا درآورده با همان چاقچور قرمز حركت مىكنند . تعظيمكنان تعظيمكنان تا داخل اطاق شاه مىشوند . شاه روى تخت نشسته بوده . از قرار تعريف تخت بايد تخت طاووس باشد .
كمر جواهر بسته بوده ، خنجر مكلل به جواهر زده بود و با شرابهء مرواريد بند خنجربازى مىكرده و كلاه كوتاهترى به سر داشته . چيزى كه به ما از اين كتاب خوب معلوم شد اين است كه مىنويسد ريش شاه به آن بلندى نيست كه در تصاوير و اشكال او همهجا كشيده شده است ، بلكه خيلى كوتاهتر است . غليان جواهر سلام را همانطور آورده بودند كه ما در عهد ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه مكرر ملاحظه نمودهايم . شارژدفر انگليس اينطور نطق مىكند . شاهنشاها اين اشخاص نجيب در عمر خود آرزو داشتند كه خاك پاى مبارك را ببوسند . در حقيقت از امروز اول زندگانى آنها محسوب مىشود . گذشتهء عمر آنها هيچ بوده است . كلنل مىنويسد نطق شارژدفر خيلى خاضعانه بود . همانطور تعظيمكنان خارج مىشوند تا نزديك كفشهاى خود .
از شيراز تا اصفهان را چندين شهر مىنويسد كه در راه بود مثل يزد خواست ، مقصودبيك ، نصرآباد كاشان و غيره و غيره . كه اينها فقط حاليه ده و دهكدهاى بيش نيستند . با وصف اين مىنويسد از عظمت اين بناها ، كاروانسراها ، خرابهها ، چنين معلوم مىشود كه جمعيت ايران و مسافرت خيلىخيلى از اينها بالاتر بوده كه حاليه هست .
ديدار عباس ميرزا
در تبريز حضور عباس ميرزا وليعهد به همانترتيب مىرود كه به سلام فتحعلى شاه رفته بود . نايب السلطنه مرحوم خيلى سؤالات از نظام انگليس و توپخانه و ترتيب آن مىكنند و چون چند نفر از صاحبمنصبان انگليسى مستخدم و مشاق قشون بودند خواهش مىكند كه با كاپيتن مهندس انگليس بازديدى از قلعهء مدافع شهر تبريز بكند كه كلنل مىنويسد پس از رسيدگى كاپيتن بايد به دعاى كشيش « پرسبت » « 1 » مخصوص خودش يا شجاعت ايرانيها دفاع از تبريز كند ، و الّا اين ديوارهاى گلى تاب توپخانهء روس را نمىآورد . مهندس متعذر مىشود كه به واسطهء زلزلهء زياد ما نمىتوانيم سنگينتر از اين بنا كنيم .
هامش
( 1 ) -Presbyte- فرقهايست از مسيحيت كه ادارهء كليساها به دست هيئتهائى از روحانيون و مسيحيان عادى انجام مىشود . ( مسعود سالور )