تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5008

مساهمون:

ص٥٠٠٨

اوضاع ايران

ايران ، اوضاع جز گرسنگى ، سرقت و غارت ، آتش‌زدن شهر و قصبات و دهات به توسط قشون افسار گسيختهء روس نيست . دولت ايران هنوز كابينهء آن درست معلوم نيست . چنانچه پس از استعفاى قطعى عين الدوله اعليحضرت به مشير الدوله حكم انعقاد كابينه را دادند به شدت استنكاف نمود . بنابر خواهش مردم به مستوفى الممالك مرجوع شد . پس از يكى دو روز استعفا دادند تا تاريخ 29 فقط مستوفى الممالك ، مشير الدوله ، حاجى مخبر السلطنه به دربار آمده موقتا رسيدگى به بعضى امورات مىكردند . در وزارت‌خانه‌ها همان معاونها مشغول بودند . اين دولت به تمام سفارت‌خانه‌ها ابلاغيه مىدهد ، شرحى از مظالم واردهء قشون روس و سپس مىنويسد . اهالى مسلح شده‌اند دولت ايران خود را مسؤول واقعات جديد نمىداند . ( آرى اگر ايرانى حالا غيرت كند خوب مىتواند تلافى كند . اما خير غيرت در ما نيست ، و الّا شهر تبريز چهارصد هزار جمعيت دارد كه همه رشيد و سپاهى [ اند ] ، يك شب مىتوانند همه روسها را قتل‌عام كنند . )

دار المساكين

در طهران دار المساكين مفتوح شده در شهرنو ، عمارات مرحوم اعتماد حضور ، شاه و مردم خيلى پول داده‌اند و قرب يك هزار نفر را مخارج مىدهند و تا دو هزار نفر را خواهند داد . اما از قرارى كه خواندم غالب فقرا فرار كرده نمىروند . ( اگر اين هم مثل دار العجزه نباشد كه هى خواندم و پس از رفتن طهران وجود خارجى نداشت . )

فوت سردار كل

حسن خان افشار آجودان‌باشى سابق سردار كل حاليه وفات كرد . من در جوانى با اين شخص خيلى رابطه داشتم زيرا فوج توپچى قراگوزلوى خرقان با من بود ، حكومت و سوار و فوج با اين آدم . متصل باهم كار داشتيم . اين پسر اللهيار خان آجودان‌باشى كل است . از افشار اروميه هستند . مرد خودخواه خودپسندى بود . خوب حرف مىزد . پسرش آجودان‌باشى در مشروطهء اول « كيابيا » بود . بعد سردار سعيد شد بعد وكيل . حالا جزو مهاجرين است و نيامده . سيف السلطنهء سردار پسر دوم اوست . ضدمشروطه بود . در دربار باغ شاه « كيابيا » بود ، طرف ميل امير بهادر جنگ . چند پسر ديگر هم دارد . تمول
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5008 | قهرمان ميرزا عين السلطنه