همه خدمات چند ساله مرا تهديد مىكنند يك ماه ديگر به سوئد مىروم . شرح اين ملاقات را هم منبعد مىنويسم .
كشتن معاضد الملك
تلگرافى از آقايان تنكابون در روزنامه خواندم كه با اين شكست و فرار خيلى تباين داشت با آن رجزها با آن شاهنامهخوانيها و اين فرار از شش فرسنگى . معاضد الملك كارپرداز كرمانشاهان كه در اين چند ساله نهايت خدمتگذارى را به دولت و ملت نموده بود و مرد خوبى بود در شهر كرمانشاهان كشته مىشود . قاتل هم فرار مىكند .
اعلان در رعد - داوطلب رياستوزرائى
در آخر شمارهء چهل « رعد » اين اعلان نوشته شده كه بىمزه نيست : خدمت آقاى مدير محترم روزنامهء شريفهء رعد دامت بركاته : متمنى هستم كه اين چند كلمه عبارت سادهء مرا در روزنامهء شريفه درج فرمائيد . من داوطلب از براى رياستوزرائى هستم و آرزومندم چند روزى مقدرات مملكت در دست من باشد ( بد آرزوئى نيست ) . بالفرض همچو تصور كنند اگر نتوانستم مملكت را اداره كنم و به قول آقايان موانع نگذاشت كارى از پيش ببرم به مثل سابقين و لاحقين و آيندگان خواهد بود . يك ماه هم وقت مملكت را من تلف كرده باشم .
صالح و طالح متاع خويش فروشيم * تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد
عبد اللّه تفرشى
نمىدانم كيست بايد جويا شوم .
مقالهء اساسى شمارهء 31 « رعد »
« توهم از صور فرضيه » - عين الدوله در استعفاى خود مجد ، مشير الدوله هم از قبول تشكيل هيئت دولت اكيدا مستنكف ، چرا ؟ آيا حقيقتا رئيس الوزرا آقاى مستوفى و نامزد جديد در خود توانائى عهدهدارى امور و جمعآورى شيرازهء از هم گسيختهء مملكت را در يك چنين موقع مساعدى يعنى فقدان موانع خارجى و وجود مقتضيات سياسى نمىبيند ، خير ؟ چنين نيست . هردو اميدوار ، هركدام يكى به واسطهء تجربيات ، ديگرى آشنائى به وضعيات حاضره اميدوار و در خود لياقت انجام حوائج ضرورى ملى و انتظارات عمومى را سراغ دارند . در اين صورت چرا مستعفى و به كدام جهت استنكاف مىورزند .