شمارهء 31 را درج مىكنم .
مصائب ايران . قطاع الطريقى ، غارت ، قتل كمبود قشون روسيه هم مزيد علت شده باز اروميه ، خوى ، سلماس و اغلب قصبات و دهات عرض راه را تا تبريز غارت و سوزانيدهاند و اين دفعهء پنجم و ششم است .
قتل شاهزاده خانم
ادارهء نظميهء طهران در فقرهء قتل شاهزاده خانم والدهء مرحومهء مفرح الدوله عيال من كه همشيرهء ظفر السلطنه است سوءظن به همشيرهء آن و يك نفر ديگر مىبرد كه همه روزه استنطاق مىكنند . از او يك همشيرهء بزرگتر باقى است شرافت السلطنه مادر شهباز خان كه شرح آن را سابقا دادهام . مدرسهاى هم اين خانم در محلهء عربها « شرافتيه » باز كرده بود .
يحتمل براى خاطر مال و جواهر مرتكب يك چنين كار بزرگى شده باشد ( شهباز خان كه رئيس نظميهء خراسان شده بود شب در ميان خيابان شهر مشهد كشته شده ) .
حملهء شاهسونها
شاهسونهاى مغان به قفقازيه حمله آورده متصل مىچاپند ، مىكشند . قشونى در سرحد نيست از آنها جلوگيرى نمايد . بيم هجوم به بادكوبه هم مىرود . اهالى قفقاز نهايت تشويش را دارند . شهر زنجان را هم روسها غارت كرده بودند آتش زدند . اهالى متصل استغاثه مىكنند ، كمك مىخواهند .
و با در فارس
در شيراز و با طلوع كرده كه همين را ايران كم داشت . اين مرض از بصره به بندر ريگ از آنجا به قشلاقات قشقائى ، خشت و كمارج به كازرون رسيده است . احتمال مىرود در اين ساعت كه ما شرح آن را مىدهيم تا شهر شيراز هم سرايت كرده باشد . چون هوا رو به گرمى است به جاهاى ديگر هم شايد خداى نخواسته سرايت كند .
ترس وستداهل
رئيس نظميه وستداهل كه پس از قتل ميرزا احمد خان صفا مستنطق نظميه به واسطهء مكاتيب شهرى تهديد شده بود ، جمعى از مديران جرايد را دعوت كرده تفصيلى از كميتهء مجازات مىدهد و مىگويد من برحسب تكليف خودم تعقيب كردم ، حال كه با