تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4881

مساهمون:

ص٤٨٨١
بارى با وصف اين پادشاه جوان آن روز با عقل رزين خود خباثت نفس او را به خوبى احساس كرده و تا موقع زمامدارى مستقيم خود نگذاشت يك سره ايران را ويران كند . اگر موقع تاجگذارى نرسيده و ذات مقدس ملوكانه خود زمام اختيار مملكت‌دارى را به دست نگرفته و چندى ديگر ناصر الملك مملكت مدار بود به زودى معلوم مىشد كه ديگر شاه و مملكتى باقى نيست و امروز ما ديگر صاحب‌خانه بوديم و داراى استقلال ؟ خوشبختانه مجسمهء ملعنت از ايران رفت و خاك مقدس وطن را از لوث وجود چنين فرزند ناخلف پاك كرد و از خداوند خواهانيم كه ديگر روى ايران را نبيند . »

اروميه و بلاى روسيه

در اين جريده كاغذى از اروميه درج است كه حقيقتا دل هر سنگدلى از خواندن آن نرم [ مىشود ] و رقت حاصل مىكند . چه بلائى به سر آن شهر درآوردند . بيچاره مردم آن شهر . بسا اشخاصى كه داراى پنجاه هزار تومان مكنت بودند به نان شب محتاج و به يك تومان سرمايه تخمه فروشى مىكنند . چه اشخاصى كه داراى صد و دويست هزار تومان مكنت [ بودند ] كه امروز گدائى مىكنند . چه خانواده‌هاى عزيز كه امروز به فقر و ذلت دچار شده‌اند . چه اشخاص با شرف كه داراى مال زن و اولاد بودند امروز هيچ‌يك آن را دارا نيستند . دويست نفر به واسطهء فقدان مال و اولاد ديوانه شده در كوچه و بازار پراكنده هستند . خداوند لعنت كند روس را كه در حال استبداد و آزادى هم به ما صدمه‌اش مىرسد . اينها هستند كه مىگويند براى حمايت دول صغيرهء ضعيفه جنگ مىكنيم . امپراطور بد آدمى بود كرنسكى هم براى ما از او بدتر است .

وضع قزوين و بلاى روس

قزوين هنوز آرام نيست . شبى نيست خانه و دكاكين غارت نشود . علنى ، واضح ، آشكار رفته‌اند از حكومت « ماتشقه » خواسته‌اند . زن در قزوين جرأت بيرون آمدن نمىكند . پول كسى نمىتواند در كوچه و بازار بيرون بياورد يا شماره كند . در دكاكين امتعه و مال التجاره نيست . هركه هرچه داشته در خانه‌ها پنهان نموده است . تمام ميوه و انگور باغات شهر را خوردند . از احدى هم حرف‌شنوى ندارند . منات كاغذ در قزوين پانزده شاهى شده است . آخرش هيچ مىشود . من بىجهت مبلغى در دو ريال و صد دينار بالا و در سى و هشت شاهى خريده‌ام .