مبله كردن اطاق
در طهران صندلى راحت مد شده بود كه زير و پشت آن هم مخده دارد . درجه به درجه هم عقب مىرود تا حدى كه مىشود دراز كشيد . يك دانه نمونه بههم وصل نشده همراه آوردم . استاد محمود به زحمت با چوب گردوى خوب چند دانه ساخت . رنگ و روغن و كاغذ ليسه هم آورده بوديم . محمّد على خان هم كمى رنگكارى بلد است همه را رنگ روغن زده در اطاق گذاشتيم . به علاوه درهاى اطاق و درهاى گنجه و كتابخانهها را هم محمّد على رنگ زد از آن كثافت بيرون آمد . ميزهاى كشوئى هم از طهران آوردم . دو عدد تختخواب آهن سفرى هم آوردم با خيلى چيزهاى ديگر . عجالتا اطاقهاى ما از آن فقر و فلاكت نجات يافته « مبله » و حسابى شده است . به ديوارها قاليچه و « ده يك دوزى » و بقچههاى سلسله و عكس و شكل كوبيده شده و پردههاى اطاق جاجيم است ، مفتول كشيده شده پسوپيش مىشود . به شيشهها « پاتيس » انداخته شده درست مثل اطاقهاى شهر . فقط نقص قلعه و عمارت ما اين است كه در اندرون اطاق كم داريم و هر سال هم خواستم بسازم يك بنائى لازم ديگر پيشآمد كه ممكن نگرديد . بنائى هم در اينجا خيلى سخت است . همهچيز را بايد خود آدم تهيه كند ، حاضر و فروشى نيست .
مشكل تهيهء آهك
يك كوره آهك چهارصد دوشوار گون « 1 » لازم دارد كه چهارصد آدم بايد متحمل اين زحمت بشود ، سواى عمله براى آوردن سنگ آهك و عمله براى هنگام سوزاندن كه گون بدهد سيخ بزند ، چه و چه . بعد چقدر عمله لازم دارد تا اين آهك را از پاى كوره به قلعه بياورد و قس عليهذا .
بدهى سپهسالار
روزنامهها نسبت به سپهسالار و افعال او خصوصا در سر كنترول ماليه و پليس و قزاق جنوب و شمال و امتيازهائى كه به خوشتاريا داده بوده است بىاندازه بدگوئى مىكنند ( اگرچه همه را وثوق الدوله مرمت كرد ) . حضرت اشرف معظم له هم گاهى تلگرافات مىفرمايند ، بيم و اميد . گاهى برائت ذمه كه اين تلگراف سرود به ياد مستان دادن مىشود . همان را مصدر قرار گذاشته ، آنوقت جوابها مىدهند كه هر انسانى از خواندن آن مبهوت مىماند . هرمز كه در ادارهء بودجهء ماليه است مىگفت سپهسالار تا لوىئيل
هامش
( 1 ) - گون بوتهاى است صمغدار خاردار كه از كوه مىآورند و خوب مىسوزد .