ييلاقات يرك به سر مراتع جديد الابتياع . مدتها سربالائى رفتم ، اغلب هم پياده تا سريال به حدود مراتع وارد شديم . قلهء البرز و مراتع آوه و سامان طالقان پيدا بود . قلهء البرز رو به جنوب فقط يك تكه برف داشت ، تمامى آب شده است . اما سمت الموت كه نسار است گفتند بيشتر دارد . علف كم است . آب نيست . من سر اين قله از سمت طالقان در سى و يك سال قبل رفتهام . آنوقت كوچك بودم و همراه حضرت و الا . سفر اول بود كه الموت مىآمديم . سفر اول من بود و من به قدرى از تماشاى اينجاها و سوارى لذت مىبردم كه هنوز فراموشم نشده است . اما حالا هر قدم كه بر مىدارم بر خودم فحش و ناسزا مىدهم .
سرازير آمديم تا چادرهاى فيشانى پياده شديم . دوغ ، كره ، نان ، شير و عسل آوردند خورديم . بعد سوار شده گردشكنان تا حدود فيشان [ رفتيم . ] معلوم شد چند محل را از مرتع دزديده و در قباله ذكر نشده است كه بعد بايد ذكر كنند .
مراتع الموت
مراتع الموت به مراتب بهتر از دهات آن است . ماليات خيلى خيلى كم دارد . رعيت ، گاو ، تخم ، تقاوى لازم ندارد . مستحفظ ، كدخدا ، پاكار ، مباشر لازم ندارد . به امان خدا افتاده . اول بهار مىآيند و مبلغى داده اجاره مىكنند . بدون دردسر و زحمت ، آمد و نيامد ، سوخت و ناوصول . خيلى سرازيرى آمدم ، تمام را پياده تا رسيديم به فيشان . ابو القاسم ، ولىبيك ، كدخدا محمّد ، سيد قوام و پسرهاى سيد بزرگ و رعايا استقبال كردند . خانهء سيد پياده شديم . خودش شهر رفته ناهار خورده شد بعد استراحت كرديم . شب ملا يحيى جولادكى و پسر سيد روضه خواندند . شب آخر ماه بود رعايا هم جمع شده گريه كردند . هوا خفه بود ، پشه زياد ، با وصف آنكه فيشان ييلاق است به زحمت خواب رفتيم .
سال آمد نكرده
جمع سلخ رمضان - ما كه شانزده روز روزهها را خورديم گناه آن گردن ابو القاسم است و تقى . تا بعد از ظهر به كارها رسيدم . اغلب دهات را تقى اجاره داده به همان ميزان سال قبل . اما همه منتظر آمدن من بودند و فرياد تخفيف تخفيف از همه بلند بود . راست هم مىگويند . امسال آمد نكرده ، بعضى زمينها تخم نداده است . ديم تمام سوخت . جو هيچ نيست . فقط گندم آبى است ، آن هم كم و بد . صيفى هيچ نيست . بعضى دهات آب خوراكى ندارند . بايد كوزه كوزه از رود بياورند .