تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4869

مساهمون:

ص٤٨٦٩
دارند و مىخواهند به اين دستاويز صاحب ملك يا پول شوند . سپهسالار در دهات قزوينش ويلان است . هر شب و روز يك‌جاست . عمله‌جاتش در آشنستان منزل دارند .

كميتهء مجازات - قتل در زنجان و رشت

كاغذجاتى از طهران رسيد . كميتهء مجازات هنوز كشف نشده است . سردار رشيد پيشكار كل آذربايجان همان نقى خان معروف ثانى اثنين شجاع الدوله به طهران مىآمد . شب در عمارت حكومتى خمسه دم كلاه فرنگى او را به ضرب گلوله مقتول مىكنند . قاتل مثل ساير قتله فرار [ مىكند ] و دستگير نمىشود . معين همايون را در رشت مقتول مىكنند .

اروميه را روسها غارت مىكنند

بازار قزوين را روسها غارت كردند . قرب دو كرور مال بردند . همدان را دو مرتبه غارت كردند . شهر اروميه را چند روز غارت و سپس با تلنبه نفط پاشيده سراسر بازارها و كاروانسراها را آتش زدند . ارامنه و كلدانيان با سالدات شركت مىكنند . در اروميه متجاوز از صد كرور خسارت وارد شده قرب دويست نفر از اهالى ديوانه شده‌اند . تمام مردم شهر گرسنه و برهنه مانده‌اند . يك ذرع چلوار و چيت براى دفن اموات و پيراهن نسوان يافت نمىشود . اين يغماى عاشر و عشرون است ، زيرا چندين مرتبه اروميه دست به دست افتاده . عثمانى آمد پول گرفت ، اعانه گرفت ، سگ گرفت ، گربه گرفت ، روس آمد همانطور . اين هم آخرين مرحمت روسها بود كه پس از آزادى ، پس از برهم خوردن رژيم قديم ، پس از سرودها و شعرها و دسته گلها كه به اتفاق ايرانيها خوانده سر قبر شهدا گذاشتند به سر مردم فلك زدهء ايران مىآورند . رشتهء نظم گسيخته شده ، صاحب‌منصبها قوه و قدرت جلوگيرى ندارند . سالدات گداى گرسنه از حق بىخبر آنچه ميل دارد مىكند .

كوشك دشت

رعاياى كوشك دشت با آه و ناله آمده [ اند ] كه ملك را ملا حسن خواهد برد . لهذا چهارصد تومان پول دادم ملك را از بيع شرط خارج كردند ، تا چه وقت به وصال آن برسم . اما آن بيچاره‌ها را خلاص كردم راحت شدند . اولى كه من الموت آمدم اسم فروش ملك نزد كسى نمىشد برد . حاليه هركس مرتعى ، ملكى دارد حاضر براى فروش شده ، اما به من نه ، به امير اسعد . براى آن‌كه بد معرفى از خودشان نموده‌اند در همچو