مقدسه و پاكدامن باشد مىگويند زنى كه متصل نماز مىخواند ، يا از سگ پرهيز كند ، يا مسكر را نجس بداند ، ساز بلد نباشد ، آواز نخواند به چه درد ما مىخورد . اگر داراى اينها باشد مىگويند ما عيال مطرب و مقلد و رقاص لازم نداريم . خياطى و هنرهاى دستى بداند مىگويند چرا ساز بلد نيست ، زبان فرانسه نمىداند . نداند مىگويند زنى كه هنر نداشته باشد خياطى نداند زن نيست . من مىخواهم اعلانى در روزنامه به جوانها بكنم كه بنويسند ما چطور تربيت دخترها را بكنيم تا باب كيف شما باشد . يك دختر كه نمىتواند همهچيز بداند . تا عصر دو به دو مشغول صحبتهاى شيرين بوديم . عصر باهم آمديم او به شهر رفت من به باغ .
خانوادهء افخم الدوله بالا آمدهاند . افخم الدوله سه اطاق كهنهء اندرون را جنوبى شمالى خراب كرده و چهار اطاق ، يك راهرو بسيار شيك خوب بنا كرده كه از يك سمت به باغ سر اسطلخ و از سمت ديگر به اندرون نگاه مىكند . خيلى قشنگ شده مشغول سفيدكارى هستند . از نوشيروان ميرزا تلگرافى رسيد ورود بادكوبه را خبر مىداد .
حبس كردن امين الدوله به دست جنگليها
جنگليها امين الدوله را از لشت نشا گرفته نزد خودشان بردهاند . مىگويند يكصد هزار تومان پول مىخواهند تا مرخص كنند . فخر الدوله عيالش دختر خوب مظفر الدين شاه متصل اين در و آن در مىدود ، واسطه پيدا مىكند . امورات امين الدوله را كليتا اين زن اداره مىكند . خودش داخل آدم نيست ، چنانچه تا او بود كسى نيامد امين الدوله را ببرد . تا به طهران آمد دستگير شد .
دفن عبد اللّه اسطلهبرى
از الموت ننوشتيم . كاغذجات پىدرپى مىرسد . جنازهء ميتى در شيخان كلايه مزرعهء بين يارفى و خوبان در كنار جادهء عمومى ديده شد . تقى را خبر مىكنند مىرود نمىشناسند . شخصى رودبارى مىرسد شناخته مىگويد عبد اللّه اسطلهبرى است . به حكم ملا يوسف ميت را دفن مىكنند . خبر به رودبار مىرسد امير اسعد چند نفر با شكر اللّه ميرزا و يك نفر ديگر از جانب مير هادى كه اسما نايب الحكمه و رسما آدم و مباشر خودشان است الموت روانه مىكند ، در كوشك دشت اقامت مىكنند . هر شب از يكى از اين سه محل يارفى ، خوبان ، كوشك دشت خرج گرفته مطالبهء پنج هزار تومان جريمه مىكند كه رعيت امير كشته شده . تقى احمق كه همان ساعت مىبايست عريضه خودش كرده كه همچو جنازه پيدا شده عين السلطنه هم نيست ما را به شما سپرده