تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4818

مساهمون:

ص٤٨١٨
داد . اجرائيه به اعدام او موفق شد . كميته كشف نشده . مىگويند خود پليس ميل ندارد زيرا آنها را تهديد به قتل نموده‌اند . جنرال ساكس وارد طهران شد .

ارفع السلطنه - شب عيد شاه

دوشنبه 27 شهر شعبان ، 28 برج ثور - مينو خانم ( ارفع السلطنه ) دختر بزرگ حاجى افخم الدوله كه سال قبل عيال اعظم السلطنه « 1 » پسر حاجى على آقاى ترك كه حاليه به شارلاتاتى مالك ينگى امام و بيشتر مهرآباد ، شده فارغ شده به يك پسر . امشب شب شش بود . از عصر خانمها و شب ما دعوت داشتيم در كوچهء فراشباشى قرب خانهء خودمان . خانه‌هاى آقا هدايت مرحوم را دارد . اما شب عيد شاه بود آتش‌بازى و چراغان تا تماشاى آنها را كرديم و رفتيم دير شد . بازار خبرى نبود . ادارات دولتى ، بانكها ، دار التجاره‌هاى بزرگ چراغان نيكوئى كرده بودند .

رقص ملمع

يك شعبه از مطاربهء گلين ماژر در خانهء ارفع السلطنه دعوت شده بودند و آن محتوى بود از يك تارزن زشت ناشى ، دو ضرب‌گير ، دو رقاص ، يكى خانم مليح السلطنه كه حقيقتا مليح بود ، ديگر اعظم خانم كه چندان تعريفى نداشت به مال الاجارهء سى تومان به مدت عصر تا سه ساعت از شب رفته . مادر كمال معقوليت روى نيمكت نشسته مشغول خوردن ميوه‌جات ، بستنى و تماشاى رقص شديم . رقص ملمع بود از فرنگى و ايرانى اما اين اعظم خانم كه در رقص استادتر بود و در وجاهت پست‌تر معلقهاى خوب زد . خيلى چست و چابك بود .

گلين ماژور

اين گلين ماژر كه حاليه كارش خيلى بالا گرفته ، صاحب خيلى هم مكنت شده ايام جوانى وقتى كه ناصر الدين شاه شهيد شد به عنوان يكى از زنهاى او با بعضى جوانها چند سال معاشقه داشت . پولها خرج او شد ، مهمانيها شد ، شبها روزها با او به سر رفت . اتفاقا هم خانم قشنگ خوب همه‌چيز تمامى بود . بعد ميانه افتاد و هر جائى شد . . . بعد . . . را پيشه كرد . بعد چند رقاص و مطرب هم نگاه داشت . حاليه هردو سه كار را مشغول است و مشهور خاص و عام . مظفر الدين شاه . . . بعد از آن‌كه همه‌كس ، اين زن را ديده بود و پير
هامش
( 1 ) - حسن نظم السلطنه بود نه اعظم السلطنه ، بعدها با نام خانوادگى باختر معروف شد . ( مسعود سالور )