1500 قزاق روس
مقارن ظهر فتح اللّه از شهر آمد . رقعه از ميرزا اسمعيل خان داشت . فقط اخبارى كه نوشته بود از اين قرار است . ديروز 29 صفر الخير مقدار هزار و پانصد نفر قزاق روس با هشت عرابه توپهاى سنگين وارد شدند . معلوم نيست به كدام نقطه مىروند .
رومانى
بخارست پايتخت رومانى و كونستانزا بندر بزرگ رومانى در درياى سياه به توسط قشون آلمان و بلغار اشغال شده . جنرال « برهوت » از طرف فرانسه سركردهء قشون رومانى رفته است ، جنرال برسيلوف هم از طرف روسها رفته به كمك رومانى . اطلاعات ديگر :
تحت البحريهاى آلمان بر عمليات خود توسعه دادهاند و كشتى زيادى از انگليسها غرق شده . در آخر كاغذ مىنويسد كار رومانى تمام شده تقريبا روسها از براى شهر ادسا خيلى در اضطرابند . روسها مىگويند پسفردا وارد شهر همدان مىشويم . پس از آن سه نمره روزنامهء ديگر نيامده است نمىدانم . چه واقع گرديده كجا مانده است .
پيشرفتهاى آلمان و متحدين آن البته هزار جهت دارد ولى علت عمدهء آن اين است كه همگى از روى نقشهء برلن بايد حركت كنند . هيچ كدام رأى جداگانه ندارند مگر آنكه اتاماژر برلن تصويب نمايند . سركردگان عمده هم از آلمان است ، بر خلاف متفقين كه هركدام رأى و قصد و نيت جداگانهء دارند . گوش به حرف يك دولت يا يك هيئت نمىدهند . هرقدر هم سعى كردند اين مسئله مركزيت فرامين سر بگيرد هنوز ممكن نشده است .
مثلا پس از شكست رومانى و تسخير پايتخت دو نفر جنرال كافى از فرانسه و روس مىرود بر خلاف آن دسته كه از روز اول اعلان جنگ رومانى مكنزن سردار قشون بلغار و عثمانى شد ، فالكين هين به سردارى قواى آلمان و اطريش . پس كتمان نمىتوان كرد تا حال آنچه از متحدين سر زده كمتر خبط و خطائى داشته و برعكس مال متفقين سرتاسر خطا بوده . نهصد هزار قشون تازه نفس رومانى به واسطهء نقشهء بدى كه اتخاذ كرد و عدم قابليت سردارانش پاك دارد مضمحل و نابود مىشود و حالا بايد به يك حال فلاكتى تمام را مشغول دفاع مولداوى باشد و به هيچوجه نمىتواند تعرضى برساند .
نامهء شعاع الدين ميرزا
پس از مدتها كاغذى از شاهزاده شعاع الدين ميرزا رسيد كه عينا درج مىشود :