دكاكين را گرفت . تخم هويج و كلم با سيبزمينى ، دو تخته قالى خوب به توسط حسين ايفاد شد . ضميمه - قزاق خانهء بريگاد مبدل به ديويزيون و صاحبمنصبان براى گرفتن قزاق به ولايات مىفرستند . گويا گراندوك امضاء گرفته است . براى كنترل ماليه هم جدا زور آوردهاند . يونان داخل جنگ شد حاليه مشغول دفاع خودش است . چاكرزاده هرمز با جمعى بيرونها به گردش رفته بودند مراجعت كرده ناخوش است افتاده . امروز فلوس خورد . فاميل الحمد للّه سلامت هستند . ( پايان نامهء حاجى آقا )
گرامافون
پنجشنبه نهم شهر ربيع الاولى - پريشب نوكرها به اصرار گرامافون را گرفتند عيش كنند .
به هزار شرط بچهها دادند . در وسط عيش و عشرت و خوردن چاى كه از تشريفات شده فنر شكست . معلوم است چه حال پيدا مىكنند . بچهها هم در اندرون محض خاطر آنكه شب ديگر عيد عمر است هنگامه برپا كردند . امروزه دو نفر آدم فرستادند يكى عقب اصغر ديگرى عقب موزيكانچيان شورستان كه هركدام نشود ديگرى سر بگيرد . ديشب دو ساعت از شب رفته هم گرامافون درست شد و هم مصطفى قلى آمد . نتيجه اين شد كه باز من يك من برنج به اصغر دادم و چند تومن هم به موزيكانچيان و زوراكيها ( اين گرامافون يك اسباب خرج عمده براى من شده ) .
سر و وضع خانه
اطاق بيرون من تمام شد . حالا داراى دو اطاق خوب و دو راهرو جنبين آن شدهام .
همهچيز اين اطاق جديد هم حاضر است فقط معطلى شيشهبر است كه نيامده و شايد هم نيايد ، به جهت آنكه الموت بدنام راه خودش است . به هركس بگوئى مىگويد واى از آن راه چطور بروم . قاليها كه حاجى افخم الدوله فرستاده خيلى خوب است و بسيار هم ارزان خريده . ما تازه داريم از وضع كثافت دهاتىگرى بيرون مىآئيم . اين دو اطاق من يكى شش ذرع ، ديگر هفت ذرع طول دارد . هركدام يك در وسط و دو نيم تنه طرفين در دارد . يك راهرو آن « كله » و راهرو ديگر اين « كله » واقع است . فنر هم داشتم پشت درهاى ورود زدهام . چون هنوز عادت جارى نشده كه هركس داخل اطاق مىشود در را پيش كند .
پردههاى جاجيم تهيه شده ، ميز ، صندلى ، نيمكت همهچيز دارد . در حقيقت به ترتيب اطاقهاى شهر است .