چوب خوردن اقتدار السلطنه
ضميمه - اقتدار السلطنه طهران آمد . پدرش چوب زد ، حبسش كرد . بالاخره نجات يافت ولى بيرون نمىآيد . يك روز از او ديدن كردم . از تنكابون امير اسعد تلگرافات بد كرده بود و به من يكى را نشان داد كه كلارستاقيها جمع شدهاند به تحريك اقتدار السلطنه خائن مىخواهند به تنكابون هجوم بياورند . استعداد خواسته بود . اقتدار السلطنه مىگفت آنجا بههم مىخورد و كسانى كه پارسال به واسطهء اردوى سيار صدمه كشيدهاند حالا تلافى مىكنند . ( پايان نامهء عماد السلطنه )
ادعاى خسارت
( اين حضرات باز به سركردگى سالار فاتح اتحادى كرده مىگويند تا خسارات ماديهء مقتولين ما داده نشود املاك سپهسالار را برگذار نمىكنيم . پنجاه هزار تومان خسارت مطالبه دارند . امير اسعد يك عيالش را كه برده بود زود مراجعت داد و فرداى آن مىخواست بهسمت رودبار حركت كند . منتظم الملك و سايرين رفته او را خيلى مذمت و ملامت كردند تا به هزار ترس و لرز عجالتا مانده و آدم جمع مىكنند . گفتند قزاق روس وارد شده يا مىشود . اين بود تفصيل آنجا كه به من متواترا در الموت رسيده است ) .
رقعهء حاجى آقا
پس از مطالب شخصى و حكايت جلال عليه ما عليه كه اسباب زحمت شده :
گراندوك آمد يك شب سفارت روس ، يك شب انگليس ، يك شب رئيس الوزرا ، يك ناهار هم حضور شاه ، شعاع السلطنه ، اعتضاد السلطنه ، رئيس الوزرا ، وزير مختار روس ، وزير دربار در سر ميز بودند . بنا بود به اصفهان برود انگليسها اجازه ندادند مراجعت كرد .
جنگ خمسه شدت نموده معروف است كه عثمانى آنجا را گرفتند ، ولى محقق نشده است . طرف عراق هم جنگ با الوار و غيره . مختصر كوريجان هر دم دست يكى و خرابى روى خرابى . بخارست را آلمان گرفت لطمهء سختى به متفقين و حريف تازهنفس خورد .
در جلد پنجم كه حضور مبارك ارسال شده صورت قيصر و سرداران خيلى قشنگ است به دقت ملاحظه كنيد . يونان خراب اندر خراب ، بالاخره جنگ را هم مشغولند . از قرارى كه « عصر جديد » عليه ما عليه چاپ كرده آلمان با فتح بخارست اعلان به بيطرفها كرده است كه براى صلح حاضر هستم تا متفقين چه بگويند . شهرت دارد كه روسها صلح انفرادى را حاضرند ( دروغ است ) . صحت اين حرفها معلوم نيست . شيخ ابراهيم حكم