تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4676

مساهمون:

ص٤٦٧٦
دادند ، به ارمنى دادند ، به سوئدى و بلژيكى و روس و انگليس و غيره دادند . دادند به يك پول ، يك جنده بازى ، به يك مجلس مهمانى كفايت كردند . لعنة اللّه عليهم اجمعين الى يوم الدين . ( پايان نامهء عز الدوله ) چون من جلال را اجازه داده‌ام آمد دزدك سر به عوض كلان سكنا كرد دستخط ديگر تغيرات بود كه چرا راه دادى . در صورتىكه كلام اللّه قسم خورده و از همه‌جا مأيوس شده و من گفتم به مهر و محبّت و اين‌كه مؤونه « 1 » به او بدهم شايد رام شده در گوشه‌اى راحت بنشيند . ابو الحسن هم دختر او را گرفته و از نزد امير اسعد بيرون آمده نزد من است . تعهدات كرده و مىكند . بعضى اشعار هم حضرت و الا جداگانه دستخط فرموده‌اند كه به يادگارى در جوف اين صفحه گذاشته شد . « 2 »

نامهء عماد السلطنه

دستخط آقاى عماد السلطنه شخصى بود ، مگر يك صفحه كه مختصرى اخبار مرقوم شده : از اخبارات بخواهيد گويا همين روزنامه‌جات كفايت كند آنچه اهميت دارد همين ورقهء فوق العادهء دوم اخبار رويتر است كه در حاشيهء آن هم چيزى نوشتم تا بعدها معلوم شود دولت آلمان از روى چه قاعده همچو اعلان همچو اظهارى كرده است . ولى الان در رومانى پيشرفت با آلمان است . يونان جبرا به‌طور بىنظمى داخل جنگ شد و مىشود يعنى نصف مىشود . گراندوك بوريس به طهران آمد خواست اصفهان برود از انگليس مانع شدند و آن دولت هشيار با اين گرفتاريها و اين دوستى فوق العاده با روس باز راضى نشد يك شاهزادهء روس به منطقهء نفوذ او برود . همچو دولتهاى هشيار كى و چه وقت ممكن است ذليل بشوند يعنى نسبت به ما . بارى پرنس سه شب طهران ماند يك شب مهمان سفارت روس ، يك شب سفارت انگليس ، شب آخر منزل وثوق الدوله ، يك روز ناهار خدمت شاه [ بود ] . منزل وثوق الدوله ساز و آواز هم بود ، همچنين لوطى غلامحسين و شعبده‌بازى كه در دست پرنس كه يك انگشتر بوده يك قاپ چرك گذاشته و نفهميده بود . من پرنس را ميان كالسكه ديدم . حضور شاه رسما و به حالت سلام نرفته بود لهذا نبودم . 22 صفر .
هامش
( 1 ) - اصل : معونه . ( 2 ) - عكس آن در صفحهء بعد چاپ شده است .