گفتگوئى كرد كه نافع به حال متفقين باشد ، و الا تا زمانى كه آلمان خودش را فاتح تصور مىكند امكان ندارد . كابينهء اطريش هم استعفا داد . آقاى عماد السلطنه در حاشيهء اين فوق العاده مرقوم داشته كه حاجى افخم الدوله مىگفت علت اين نطق بتمان هلوك را نمىفهمم با اين همه فتوحات و اين مخارجات چه نتيجه حاصل مىكند و يك سبيل حاجى آقا سرازير شده بود .
دستخط حضرت و الا
22 صفر . نور چشما . ميرزا حسين آمد با يك خروار روغن و برنج ، سبزيجات زمستان ، كشك ، پنير . انبار زيرزمين مملو شد « من پلو » شديم . از قحط و غلا و گرانى از همهچيز للّه الحمد وارهيديم . عسل فراموش شد اما عسل آن با اينبار خيلى فرق داشت ، آن مثل سنگ سخت شده است اين مثل آب جارى است . قمرى خانم گويا اين دفعه نبوده در عمارت پائين رخت شورى داشته . زينب خانم هرچه آب از « دزدرّه » مىآمد داخل عسل مصفى كرده است ضايع نموده است . اما باز در باب روغن مضايقه نكنيد اگر پيدا كنيد . از دستمالهاى قشنگ براى ما بدهيد ، خصوصا يكى براى جان جان بدهيد كه روى كرسى من نشسته است مطالبه مىكند . كرباسى خوب ، حولهء خوب كه قمرى خانم مىبافد ( مادر زينب ) مشترى خيلى پيدا كرده است . چادر شبهاى مطلوب ، ديگرچه زحمت بدهم ، صداع افزايم ، جسارت ورزم . مهرماه خانم شنيدم ماندگار الموت شده است . ارث ميراث از رشوندى چقدر جاجيم ، گاو ، گوسفند به او رسيده . چقدر روغن كره فروخته است ، چند مرتع باج داده . اخته زوغال ، چاتلا نقوش ، چندبار به بازار قزوين فروخته .
ديگر مهرماه حالا بايد جزو مليونرهاى رودبار محسوب شود . از انبارلو ، اشكور چقدر دزدى كردهاند . مال دزدى آوردهاند . اينها را تنها تنها نخورند . فضاى زوارك تنگ است صحراى گازرخان مگر جا بدهد . گزادشت را پر كند . زياده چرند بس است . گراندوك بوريس رفت به قزوين ، رشت ، پطروگراد . انگليسها راضى نشدند به حدود اصفهان پرنس روس نمايش كند مردم ببينند كه شاهزادهء رومانف به اصفهان نزول اجلال فرمودهاند .
صريحا پرتست كردند ، او هم خلاف ميل آنها ننمود نرفت ببيند . با كمال دوستى كه جان براى هم مىدهند براى يك نقطه ملاحظه تصرفات در ايرانزمين از رفتن گراندوك به اصفهان منع مىنمايند . دولت ، وزراى مملكت اينطور ملاحظات سخت دارند ، نه آنكه وزراى ما راه ، چاه ، اطراف راه راهآهن ، جاده شوسه ، بانك ، قشون ، قزاق ، گمرك ، نمىدانم معادن همهچيز همهچيز را تعارف خشكه و يا پول زير جلى گرفته تمام را نوشته مىدهند ، تسلط مىدهند ، مختار مىسازند ، اجازه مىدهند . تمام مملكت ما را به اجنبى