تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4657

مساهمون:

ص٤٦٥٧
مهرماه خانم اندرون رفت آن‌دو بيرون نزد من آمدند .

اكرم الملك - منتظم الملك

اسعد الحكما ميگفت سپهسالار باز سردار اقتدار را حاكم كرد ، امير اسعد مستأصل شد اوان رفت از منتظم الملك چاره‌جوئى كرد . او گفت اگر شرط مىكنى حرف را مرا بشنوى شايد مقصود شما به عمل آيد . شرط كرد فورا او را برداشته قزوين رفتند . فورى درشكه گرفته به طهران و باغ فردوس روى دست‌وپاى سپهسالار افتاد . او هم مقصودش همين بود كه امير اسعد گردن كلفتى را كنار بگذارد و پنج شب آنها را نگاه داشته حكومت را به اكرم الملك داد و سرپرستى املاك خودش را به منتظم الملك رجوع كرد . با اتومبيل خودش به قزوين فرستاد زود رودبار آمدند و مشغول تدارك رفتن به تنكابون و گرفتن جرم و جرايم شدند .

جهانشاه خان افشار

حكايت جهانشاه خان را اين‌طور گفت كه به امير افشار روسها زور آوردند كه دوروئى را كنار گذاشته طرفيت يا بىطرفى خود را آشكار كند . او هم صلاح خود را در آشكار كردن نديد . محرمانه اول عيال خودش را به‌سمت عتبات فرستاد بعد دو هزار مال خواسته آنچه از وزن سبك و به قيمت سنگين بود برداشته به‌سمت همدان رفت . اهالى خود كرسف و اطراف آن بناى غارت تتمهء اموال او را گذاشتند . روسها قزاق روانه كردند و مردم را مانع شدند و عده‌اى در سر املاك و خانه او گذاشتند . امير افشار پول زياد هم قبلا براى عثمانيها فرستاده بود . از آنها هم اجازه گرفته و رفت به كرمانشاهان و عجالتا در آنجا مقيم و منتظر نتيجه جنگ است . اما ميرزا اسمعيل خان مىگفت خود روسها غارت كردند و بعد برحسب همان اعلان قبل مشغول ضبط و ربط املاك او شدند و جلوگيرى از غارت و دادن نظم فقط براى همين نكته است كه روسها املاك و دارائى او را عجالتا مال خودشان مىدانند .

جنگ در ايران

اما از جنگ گفتند فرونت آوه سكونت است . جنگ در بيجار اهميت پيدا كرده عثمانيها مىخواهند از بيجار زنجان آمده از آنجا به‌سمت منجيل بروند راه روسها را مسدود كنند . اول روسها بيجار را گرفتند اسير هم آوردند . دو نفر هم صاحب‌منصب آلمانى جزو آن بود . ليكن بلافاصله عثمانيها بيجار را پس گرفتند و روسها را خارج كردند .