ورود قشون روس ( نامهء شيخ )
شيخ از اخبارات اجمالا بايد از قزوين فرار كرد زيرا كه باز سر قشون روس باز شده بيست هزار فعلا وارد رشت شده . امروز مقدمهء آنها به قزوين وارد شد . ديگر نه خانه مىماند نه آذوقه . در اطراف قزوين كه چيزى نه براى ارباب مانده نه براى رعيت . يك حكايتى است كار امسال . خداوند رحم كند . هيچ معلوم نيست چه وقت جنگ شروع مىشود . از كردستان دو روز قبل دويست و پنجاه عسكر و نه صاحبمنصب عثمانى و ده آلمانى با دوازده توپ شصت تير بزرگ و بيست هزار فشنگ آوردند . از جنگهاى خارج فعلا كليهء توجه بهطرف رومانى و بالكان شده تا نتيجه چه شود . اگر كمك به رومانيا نرسد فاتحه او هم خوانده مىشود .
انوشيروان ميرزا رفت روسيه . عجب رشت و بادكوبه رفتيم . در هر صورت منات خيلى ارزان است . حاج محمّد حسين يزدى مىگفت در سى شاهى چهارصد تومان براى حضرت و الا خريدم . قونسل قزوين عوض شد . قونسل حرامزادهاى تازه آمده است .
تنزل منات
منات روس در ايران خيلى خيلى تنزل كرده در حقيقت هيچ شده از شش قران به سى شاهى رسيده . من در شهر بودم در دو ريال و صد دينار بالا مبلغى خريديم . تازگى دو هزار و پانصد عدد فرستاده بودند . رفتن روسيه كه دروغ شد مىماند تا ترقى كند يا نكند .
خيلى از تجار و مردم پولدار خريده و نگاه داشتهاند . البته پس از جنگ بالا مىرود . از پس نشستن روسها ذكرى در اين كاغذجات نشده بود . گمان مىكنم دروغ باشد ، اگر حقيقت داشت شيخ البته مىنوشت .
آمدن اسعد الحكماء
پنجشنبه 19 محرم ، 14 عقرب - منتظم الملك كاغذى نوشته بود خواهش كرده بود بيست رأس قاطر براى او حاضر نمايم ، خودش هم روز 21 ناهار قلعه خواهد آمد .
عين الملوك و ملكه و عباس هرسه ناخوش هستند . عين الملوك توى نوبه ضعف مىكند .
تقريبا دو ساعت ضعف طول مىكشد . گفتند اسعد الحكماء آمده فورا مال فرستادم مقارن ظهر آمد بعضى دواها داد و مشغول مداوا گرديد . بعد از فراغت گفت ميرزا اسمعيل خان و محمّد على خان با همشيرهشان در راه هستند و عصر قلعه مىآيند . خبر را به عين الملوك داديم خوشحال شد . يك ساعت بعد از ظهر سر و كلهء آقايان نمودار شد .