دعا براى پيروزى
در شهر لندن و قصر سلطنتى و اغلب شهرهاى بزرگ انگليس و بيشتر مستعمرات آن پادشاه و اهالى به كليسا رفته براى فتح و پيروزى و ارواح مقتولين و سلامت نجات اسرا دعا خوانده شد ، حتى در هندوستان مسلمين و هنود و برهمن به معابد خود رفته بودند .
شب چهارم در عمارت كوئين هال لندن در حضور سفراى دول متفقه و جماعت كثيرى از اهالى انگليس مستر اسكويت و مستر بنرلا نطق طولانى مفصلى مىنمايند و مستر اسكويت از تمام ممالك و تمام فرونتها يكان يكان شرحى بيان مىكند كه نتيجهء آن عزم راسخ در امتداد جنگ است و اميد به فتوحات و غلبه بر دشمن و مساعدت حال كنونى از هر سمت در پيشرفت متفقين . در آخر مىگويد پس از آنكه اطريش از گفتههاى خود عقب رفت و حاضر براى ترتيبات ديگرى شد . هيولاى صلح و جنگ در برلن نمودار بود . به يك كلمه ممكن بود تمام اين واقعات رخ ندهد . اما قيصر اين كلمه را به زبان نياورد .
لرد كيچنر مرد ، ليكن يادگار فراموش نشدنى از خود باقى گذاشت . ما با اين ترتيب طرز قشونگيرى مىتوانيم مطمئن به فتح باشيم و چون راهى كه ما مىپيمائيم راستى و عدالت است البته به مقصود مىرسيم ( طرفين همين را مىگويند و به عقيدهء من طرفين دروغ مىگويند ) .
ابلاغيههاى طرفين
چيزى كه در اين روزنامهها مايهء تعجب و گاهى اسباب خنده است كه گويا مدير تايمز عمدا در درج آن اصرار دارد اين است : در تحت ابلاغيههاى سرگردان اردوهاى انگليس و روس و فرانسه و ايطاليا ابلاغيههاى آلمان و اطريش و عثمانى را كه آژانس رويتر از ممالك بىطرف كسب و مخابره نموده ذكر مىكند كه يا حقيقتا ابلاغيههاى خودشان دروغ است با مال متحدين ، زيرا در هر روزنامه آنچه از خودشان درج است در ذيل آن ضد و عكس آن را متحدين اعلان نمودهاند . فى المثل ششم اگوست از اردوگاه سوم با حملات شديد ما چهل ذرع خندق گرفته شده و صد نفر اسير آورديم ، حملهء متقابلهء آلمانها به كلى بىنتيجه ماند و ما دشمن را به كلى از سنگرهاى خود خارج كرديم . در همين روز و همين ساعت ابلاغيهء آلمان همان مطلب فوق الذكر را به خودشان نسبت مىدهند و قس عليهذا مال فرونت شرق و وردن و مصر و سالونيك و ايطاليا . مگر گاهى جزئى تفاوتى داشته باشد . در فرونت سوم پيشرفتها خيلى بطئى و از ده و بيست و چهل