ميرزا شدهام . عماد السلطنه امروز به شهر مىرود . سپردهام تذكرهء رفتن را بگيرد و سفارش نامه به سفارت ايران پطروگراد به مفخم الدوله وزير مختار كه انشاء اللّه تا پنج شش روز ديگر اين كاغذها و سفارشنامهها از سفارت روس و غيره گرفته شود و نوشيروان ميرزا با دو نفر نوكر انشاء اللّه از راه طالقان به الموت و قلعه به حضور برادر معظم خود مىرسد و شما او را دو سه شب مهمان عزيز داشته نگاه داريد و همراه خود برداشته از تنكابون كشتى خوبى نشسته عازم مقصد شويد ، از بادكوبه چهار روزه به پطروگراد . اين ترتيب مدتى است قرار شده به شما نوشته بودم شما قبول كرده بوديد .
دفعهء ديگر هم به شما نوشته شد . حالا به سلامتى موقع رسيد . بعد سفارشات الموت است كه پنجاه روز سفر شما طول خواهد كشيد . اما شما يك ماه بگوئيد . بهتر است مدت را ندانند .
دستخط ديگر ، همراه سيد ضياء
به سلامتى روز يكشنبه 16 ذيحجه نوشيروان ميرزا با مسيو كاولوبوفسكى به پطروگراد رفت كه در كردپاژ تحصيلات را تمام نمايد . اين مسيو نايب و آتاشهء سفارت روس است . رفت كه زن گرفته بياورد دو ماهه بر مىگردد و رفيق ديگر راه آقا سيد ضياء الدين نويسنده و مدير « رعد » بود كه آن هم مىرفت كسب اطلاعات و غيره نمايد .
امروز بايد در رشت نوشيروان مهمان قمر الدوله باشد . پنجشنبه به كشتى مىنشينند .
انشاء اللّه پنج روز ديگر پطروگراد مىرسند . من روز يازدهم ماه به شما كاغذ نوشتم به پستخانهء تجريش فرستادم كاغذ برگشت . من به سفارت روس رفتم وزيرمختار را ديدم كه تذكره براى او و شما بگيرم ، سفارشنامه بخواهم . اين حرفها را مىزدم ، نوشيروان ميرزا نشسته بود . وزيرمختار گفت من به شما امروز مىنويسم يك موقع خوبى پيدا شده اما درست نمىدانم امروز مىپرسم به شما مىنويسم . عصر كاغذ رسيد كه مسيو كاولوبوفسكى آتاشهء سفارت مىرود . شما با او بايد نوشيروان ميرزا را روانه [ كنيد ] .
خاطرجمع است و خوب است . يك سر پطروگراد مىرود مىرساند و مىفرستم بيايد .
فردا نزد من آمد جوان فارسىدان بود . گفت مىروم صورت مخارج و كرايه را مىفرستم .
فرستاد هرطور بود حاضر شد . صبح يكشنبه قبل از طلوع آفتاب نوشيروان با كالسكه به شهر رفت در سفارت خانهء عماد السلطنه و افخم الدوله آمده بودند . از آنجا تا سيد رسيد اسبابها برچيده شده ساعت هشت مىبايستى بروند دير شد . ساعت ده به كالسكه نشسته به سلامتى رفتهاند . ده روزه مىرسند . انشاء اللّه اين زحمت از شما افتاد . شما ما را راحت نمائيد . 18 عيد غدير خم ، به شما و بچهها و نور چشمان انشاء اللّه مبارك است مبارك باد . ( پايان نامههاى عز الدوله )