تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4642

مساهمون:

ص٤٦٤٢
كاشف السلطنه ، مشكوة الدوله ، مهذب الملك و امين الوزاره بوده‌اند . پسر يمين الملك را هم يك روز حبس كردند . اما از بابت جنگهاى داخلى خبر صحيح نداريم . مىگويند بروجرد را عثمانيها گرفتند در عراق جنگ مىكنند . على اى حال قوت عثمانيها زياد است به دليل آن‌كه از سفارت روس ابلاغيه در نمىآيد . اما گويا آنقدر هم نباشد كه تا پايتخت برسد يعنى در اين اوقات اهل طهران مثل گوسفند از همه‌جا بىخبر و مشغول چرا هستند . آسمان ايران هم مثل مردمش بىحس و بىحركت ، بىابر بىباران ، همين‌طور ساكت ايستاده و خاك مردم را خفه مىكند .

مرگ يمين الممالك

از اتفاقات جديد شخصى بدون سابقه در خيابان شاه‌آباد با تيشه نجارى از پشت‌سر ضربتى به گردن يمين الملك بردار محتشم السلطنه مىزند . آن بيچاره هم تازه از بستر بيمارى برخاسته از اين ضربت بىحال شده خون زيادى از او مىرود به مريض‌خانهء ينگى دنيائى بردند . با آن‌كه محض خاطر محتشم السلطنه عموم اطباء و غيره حاضر شدند هر كارى كردند نتيجه نبخشيد ديشب فوت شد . روىهم‌رفته آدم خوبى بود و حيف شد . ضارب در استنطاق گفته است من حاجى يمين الملك وزير ماليهء سابق را مىخواستم بزنم كه مستمرى مرا نداده بود ، با يمين الممالك كارى نداشتم ( اين هم خوشبختى و اقبال ) . ( پايان نامهء عماد السلطنه )

رقعهء حاجى آقا

بعد از مطالب شخصى - سپهسالار اعظم كه در مراجعت طهران خوش نيستند . كاشف السلطنه ، مشكوة الدوله ، بهاء السلطنه ، امين الوزاره توقيف حبس در نظميه ، پس از استنطاقات اولى رشت ، 2 قم ، 3 مرخص ، 4 سمنان و حبس . حضرت اشرف را هم مىگويند بايد استرآباد برود . شعاع الدين ميرزا خرقان است . خبر سلامتى را دارم . از جنگ و جدال اخبار صحيح خيلى كم است . بروجرد را سردار محيى اشغال كرد بدون جدال . ركن الدوله را مرخص كردند و راه افتاد . عراق و خمسه گفتگويش هست ولى محقق نيست گرفته باشند . در كوريجان و آن صفحه جنگى شده ( كوريجان هم يك فرونتى شده ) . خبر صحيح نيست . عثمانى را مىگويند آوه را هم گرفته يك‌طرف و روسها منكرند و پيشرفتى هم از خودشان نمىگويند .