مىرسانيد . در نامور بههمين تاكتيك آلمانها فتح شهر را نمودند . قلعه مزاريت
Maizeret
فقط ده تير توپ خالى كرد در جواب يك هزار و دويست گلوله انداخته شد ، آن هم در بيست دقيقه . قلعهء مارشولوت
Marchovelotte
هفتاد و پنج مرد كشته شد . قلعه سورلى
Saurlee
در يكشنبه 23 اوگوست هجوم آورده شد پنج بعد از ظهر ويرانه گرديد .
باطريهاى توپ بيست و هشت سانتيمترى در روز اول ششصد گلوله انداخت ، در 23 يك هزار و سيصد ، در 24 هزار و چهارصد ، در 25 ايضا هزار و چهارصد . اين است در جاى ديگر اين كتاب مىنويسد قلعهجاتى كه با اين پول و مخارج گزاف ساخته شده كليتا عمل غلطى بوده .
براى پياده نظام بايد استحكامات تحت الارضى ساخته شود و توپخانه را بايد جاى لايقى نصب كرد و توانست آن را حركت داد ، نه آنكه در جائى بدون حركت گذاشت و انتظار كشيد خصم به آن سمت هجوم و حمله بياورد تا دفاع نمود . يك راهآهن هم دايرهوار ترتيب داد كه اسلحه و توپ و مهمات و آذوقه را به سهولت به نقطه ديگر برساند و اينچنين راهآهن بايد از آتش خصم مصون باشد .
تقريبا بههمين تاكتيك است كه فرانسهها وردن را در مقابل آن همه قشون و توپخانهء سنگين و خمپارههاى دهان فراخ و هزار ماشين آلات ديگر در اين مدت متمادى حفظ نمودهاند و با همه جد و كوشش اتاماژر آلمان و كرون پرنس ممكن نشده است آنجا را تسخير نمايد .
اگرچه خط آهن آنجا به اين ترتيب دايرهوار نيست ليكن بهجاى خط آهن اتومبيلهاى فراوان قايممقام راهآهن است و در يك فرونت دو سه فرسنگى متجاوز از يك كرور قشون دفاع شهر و قلعهجات را مىكند . در حقيقت قلعهجات مخزن و انبار ذخاير و مهمات و آذوقه و محل استراحت قشونهاى خسته و مانده شده است ، مگر موقعى كه قشون مهاجم نزديك قلعه بشود . از قرارى كه در روزنامهء « تايمز » در ذيل همين نقشه نوشته بود آلمانها در اين مدت پنج ماه و پانزده روز با تلفات بىحد و حساب و خسارات بىشمار فقط يك ميل و يك دوم ميل پيشرفت نمودهاند .
اسم گذارى نوزاد - كلمات الموتى
شنبه 29 ذيحجه 1334 - پنجم عقرب آخر سال عرب است . هوا هيچ خيال بارندگى ندارد . روز به روز همهچيز بالا مىرود . جنگ و خونريزى هم پايان ندارد . ديشب ملا يوسف آمد . اسم بچه را گذاشت . به اصرار خانمها سلطان مسعود ميرزا گذاشته شد .
انشاء اللّه در دو دنيا مسعود است . عباس خيلى شيرين شده به مراتب از بچهگيهاى بهمن