تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4634

مساهمون:

ص٤٦٣٤
شيرين‌تر است . خيلى قشنگ حرف مىزند بيشتر الموتى : « اخوردم » يعنى خورده‌ام ، « هادى » - بده ، « ورپس » - پاشو ، « اخورم » - بخورم ، « جير » - پائين .

نصير الدوله

سليمان ديروز از شهر آمد . آقا شخ ابدا اخباراتى ننوشته بود ، فقط يك كاغذ از نصير الدوله و يكى از همشيره داشتم آن هم احوال‌پرسى بود . فقط همشيره نوشته بود نصير الدوله معاون وزارت خارجه شده . معلوم مىشود آقاى وثوق الدوله نظر مرحمتى نسبت به برادرزن خود پيدا نموده‌اند . دنياست و عزت و ذلت دست خداست . اين نصير الدوله وثوق الدوله را به منشىگرى خودش قبول نداشت و اقلا در مجالس ده نفر زيردست نصير الدوله مىنشست . يك مستوفى بود و نصير الدوله كبادهء وزارت مىكشيد . اما نصير الدوله حقيقتا لايق بالاترين مقام است . با علم است ، چيزنويس است ، عربىدان ، تاريخ‌دان ، شعردان ، فرانسه هم مىداند . در وقتى كه وزيرمختار بلژيك بود تكميل كرد . خيلى خوب هم حرف مىزند . در چيزنويسى كه منشى بىنظيرى است . اما اقبال در امورات دولتى ندارد . فقط يك دفعه وزيرمختار بلژيك شد كه هيچ مقررى ندارد و قرض زياد [ بالا ] آورد . چندى هم داخل ادارهء تميز بود . مابقى عمر بىكار بود . از قرار گفتهء سليمان نان و همه‌چيز در قزوين كمياب است روس خيلى زياد است . مال غارتى از اموال و املاك جهانشاه خان بىحد و حصر به شهر آورده شده . تقريبا آن سمت را پاك چاپيده‌اند .

نامهء ادوارد

كاغذى از مسيو ادوارد داشتم ، از رشت نوشته بود به تاريخ 28 سپتامبر . نوشته بود : ما چنانچه بنا بود به مشهد نرفتيم زيرا اسمعيل خان سوادكوهى راه بارفروش را مغشوش كرده بود و مرض خانم هم شدت داشت . لهذا از تنكابون رشت آمديم . اخبارات كه مىرسد خوب است . تركها به سلطان بلاغ نتوانستند بيايند بلكه به واسطهء حملهء ما به بغداد و دخول رمانى به جنگ همدان را هم شايد تخليه كنند . اميد ما اين است متفق ما شهر همدان را بگيرد كه ما به خانه خودمان برويم . از روزهاى خوشى كه در مهمان‌نوازى حضرت و الا در زوارك به سر برديم نهايت تشكر و امتنان حاصل است . اميدواريم به سركشى علاقه‌جات خودتان به همدان بيائيد و ما را ممنون كنيد و مشرف سازيد در آن خانه خودتان . از اينجا به قزوين و از آنجا به طهران مىرويم . احتمال دارد در طهران آنقدر بمانيم تا راه همدان باز شود و به خانهء خود برويم . نوكر مطيع شما ، ادوارد .