تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4630

مساهمون:

ص٤٦٣٠
دمكرات به هواخواهى قوام السلطنه برادر وثوق الدوله و ضديت با آقاى محتشم السلطنه با آقاى صمصام السلطنه رئيس الوزرا در مجلس ابراز مخالفت كردند و اگر استقامت و متانت آقاى مؤتمن الملك نبود در همان جلسه كار به جاهاى نازك كشيده مىشد و بالاخره مملكت دچار بحران گرديد و به حكم وثوق الدوله و قوام السلطنه آزادىطلبان تبعيد شدند . چون تاريخ وقايع خود را تكرار مىكند بدون آن‌كه بعضى سردسته‌هاى دمكرات از گذشته عبرت گرفته باشند مىخواهند باز يك بار ديگر به طرفدارى وثوق الدوله‌ها فجايع چند سالهء قبل را تجديد نموده منشور اسارت و رقيت ما را امضاء نمايند . خدا نكند انتظارات ما به حصول پيوندد و حدسيات ما صائب شود . با عضويت وثوق الدوله‌ها در كابينه چطور مىتوانيم به مقام مجلس و آزادى ايران مطمئن باشيم . از كجا فردا بوشهر را هم عضو شقاقلوسى ايران نخواند . با اين تجارب كثيره فهميده‌ايم كه در ايران هيچ‌چيز شرط هيچ‌چيز نيست . ابدا نمىتوانيم باور كنيم كه در زمان حيات مجلس شوراى ملى وثوق الدوله مصدر خدمات واقع شود . بايد اقرار كرد كه در موضوع تقصيرى بر وثوق الدوله وارد نيست . مقصر آنهائى هستند كه با بستن اسم دمكراسى و آزادىخواهى به خود از وثوق الدوله‌ها طرفدارى كرده آنها را روى كار مىآورند . تف باد بر آزادىخواهى ما كه مفتضح كرديم تمام آزادىطلبان دنيا را ( به خدا راست گفتى ) . چقدر ننگين است چنين آزادىخواهى ما . اى و با ، اى طاعون ، اى زلزله بيائيد خاك ايران را از لوث وجود ما فرزندان خائن پاك كنيد . بيائيد كه حيف است شما غير از محيط ايران حتى در مركز افريقا نزول كنيد . شما شايستهء مائيد و ما در خور شما . برويم آزادىطلبان مذبذب كه عالم حريت را ملوث كرديم . برويم دست وثوق الدوله را بوسيده طلب عفو كنيم . چرا خائن مائيم نه او . ما اجنبىپرستيم نه او . ما مخرب مملكتيم نه او . از او بخواهيم كه چرخهاى آزادى و حريت را به كار اندازد . از او التماس كنيم كه حيات سياسى ايران را تأمين كند . از او بخواهيم كه سعادت مملكت را فراهم سازد . در پيش او عدم رشد و لياقت خودمان را اقرار كنيم . برويم و زمام اختيار مملكت را به دست او بسپاريم چنانچه سپرديم و بگوئيم « گر بكشى حاكمى ور بنوازى خطاست » . اى عناصر لجوج ، اى ذوات خودپرست كه آبادى خويش را در همدستى خائنين مملكت دانسته‌ايد شما كه متهورانه با اين مملكت شيرازه گسيخته بازى مىكنيد اگر به احساسات عامه و قضاوت ملت بىاعتنا هستيد بترسيد از آن روزى كه ديگ قهر پروردگار قهار به جوش آمده كيفر اعمال شما را بدهد . بترسيد از انتقام خدائى ، انديشه كنيد از عدالت جاويد . ( پايان مقالهء پروردين )