تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4622

مساهمون:

ص٤٦٢٢
نفر هم در كرسف دهات جهانشاه خان . خانهء جهانشاه خان و چندين ده و آبادى او را هم روسها غارت كردند . قريب دويست زن را بىسيرت كردند . جهانشاه خان رفته بود . عثمانيها عيال او را عتبات فرستادند . پسرش را در همدان نگاه داشتند . آن‌وقت دو هزار نفر به او آدم دادند با جمعيت خودش مراجعت كرده در دو سه فرسنگى كرسف اقامت دارد . روسها هم جمعيت زيادتر فرستاده‌اند . هنوز جنگ نشده بود . در همدان هم جنگ پرزورى نشده . جنگهاى كوچك كوچك است . اما زخمى همه روزه به قزوين مىآورند . رئيس ماليه امجد عزل شد . هشت هزار تومان به حوالهء سپهدار پول به روسها داده بود . حالا از او مطالبه دارند كه شما به چه مناسبت به حكم سپهسالار پول داده‌ايد و سخت گرفته‌اند بگيرند . نيل گران شده يعنى فوق العاده . صندوقى كه هشتاد تومان فروش مىرفت هزار و دويست تومان شده . امسال كسى صباغى نكرده اما دولت مأمور فرستاده ماليات را مىخواهد . نزهت باز امروز توبه كرد .

جهانشاه خان افشار : استاد دوروئى

جهانشاه خان با همه استادى و مهارتى كه در فريب دادن دولت و ملت ايران داشت و پيوسته با همان پلتيك سلطنت مستقلهء خود را از تجاوزات دولتيان و اخيرا از ملتيان محفوظا اداره مىكرد اين‌بار به چاله افتاد و شايد نتيجهء اعمال اوست كه در اين آخر عمر به سرش بيايد آنچه به سر مردم آورد . املاكات و نقدينه و اثاثيه كه اغلب را به جبر و عنف و ظلم جمع نموده يغما شده و املاك هم اگر روسها عدالت داشته باشند به صاحبان حقيقى آن رد [ مىكنند ] و الّا بنابر آن اعلان اوايل انقلاب ضبط دولت امپراطورى [ مى ] شود . پيرمرد است ترياكى ، بىبنيه ، سالها راحت و آسايش گزيده گلوله توپ و تفنگ هم بر او رحم آورد . همين غصه و كشمكش تاخت‌وتاز و عدم راحت و آسايش او را تلف خواهد كرد . با روسها خوب ساخته بود . چنانچه از طرف گراندوك نيكلا يك عدد قوطى سيگار جواهرنشان برايش هديه آوردند . نمىدانم چه شد كه پلتيك دوروئى و بوقلمونى را كنار گذاشت كه دچار مشقت و زحمت و خسارت شود . با آن مهارت و علمى كه در پلتيك دوروئى داشت مىتوانست با عثمانيها هم سازش نموده تا امر يك كدام يك طرفى شود ، چنانچه در همه انقلاب ايران همين كار را كرد . از يك‌طرف براى محمّد على شاه سوار و پول مىفرستاد و اطمينان مىداد شهر خمسه در تصرف من است . از جانبى با كابينهء طهران و رؤساى مشروطه مكاتبه داشت كه من خمسه را محال است بگذارم سالار الدوله بگيرد . قشون دولتى پس از فتح طهران به‌سمت آذربايجان فرار مىكرد يراق‌چين مىكرد . از طرفى مجاهدين فرار مىنمودند خلع اسلحه مىنمود .