تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4620

مساهمون:

ص٤٦٢٠
پريروز شانزدهم . اطاق بيرون و نصفهء ايوان را با راهرو اطاق را گل و بام كردند . به اصطلاح طهران بام آن را « شفته » ريختند . اينجا بايد آبگوشتى تهيه كرد با نان زياد و از دهات مردم را دعوت نمود تا گل و خاك بياورند بام پوشيده شود . اينجا چهل نفر آمد و تا يك ساعت به غروب مانده گل و خاك به بام آوردند . سقف اين اطاق را بلند كردم . طاقچه‌ها را گرفتم . درهاى آن را هم عوض كرده چوب گردو و نيمتنه درست كردم . بسيار مد شده است ، حالا انتظار استاد بناى گچ‌كار و شيشه‌بر را بايد كشيد تا چه وقت بيايند . امسال تمام شود يا نه . حالا ايوان اين اطاقهاى شمالى سر تا سر زمستان از سرما و تابستان از گرما محفوظ است . خود ايوان هم عريض و طويل براى هر كارى بسيار خوب است . اما اندرون اطاق كم است . بچه‌ها همه در اطاق بزرگ وسط ، بهمن و عباس اطاق جنب آن ، من هم در اطاق ديگر كه راه به برج دارد در اطاق نشسته‌ام . در برج اسبابها را گذاشته‌ام . خوردن خوابيدن و نشستن همه بايد در همان يك اطاق باشد . انشاء اللّه عمرى باشد سال ديگر بايد دو سه اطاق ديگر ساخت . در اين‌جا بنائى خيلى دشوار است . اولا چوب كم شده است . آنچه تبريزى بوده انداخته و جاى آن غرس نكرده‌اند . ثانى بنا نيست ، نجار نيست ، عمله نيست . همه را به زحمت زياد بايد فراهم نمود . در شهر اگر آدم بخواهد عمارت خشت و گلى به ترتيب اينجاها درست كند محققا كم خرج‌تر مىشود .

چاه‌مبال

استاد مقنى هم آورده‌ام و حكم كرده‌ام در اين دهات چاه مبال حفر كند . در زوارك سه چاه مبال بود حالا دوازده تا حفر شده است . ده به ده بالا مىرود تا گرمارود ، از آنجا اوانك ، حسن‌آباد ، ورك بالاروج تا برسيم به دهات ديگر و دور نيست امسال تا ورك و بالاروج هم نرسد ، زيرا يخ مىبندد و سرد مىشود مشكل است اما استاد را اجير مىكنم سال ديگر بيايد اين خيرات را من مدتى بود در مدنظر داشتم . اندكى موفق شده شايد عمر وفا كند به اتمام آن هم موفق شوم . در اين دهات و رودبار و طالقان هيچ مبال معمول نيست مگر ندرتا در بعضى از خانه‌هاى اغنيا . تا نعمت كنار آب در ايران معمول و مصطلح است جاى ديگر بول نمىكنند . هر جا آب است محل كثافت [ است ] . من دماوند رفتم آنجا شهر است حاكم‌نشين ، دكان ، بازار ، مسجد ، تكيه ، دو رودخانه دو سمت شهر جارى است كه آخر بهار الى آخرهاى زمستان آب كمى جارى است . تمام اهل اين شهر اين مدت كنار اين دو رود كثافت مىكنند و از بوى تعفن از يك فرسنگى نمىشود رد شد . تمام صفا و هواى اين شهر قشنگ بدين واسطه كثيف است . اينجا كه ده است چه