تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4621

مساهمون:

ص٤٦٢١
توقع بايد داشت .

حصبه و فلوس

عصر آدمى از گازرخان آمد كه ابو القاسم سخت ناخوش است . كربلائى محمّد على لله را خواسته فورا او را با مقدارى فلوس روانه كردم رفت . در شهر حاجى افخم الدوله معالجهء حصبه و مطبقه را گفت كه پس از آن‌كه در طهران قتل عام كرد به كلى معالجهء فرنگى را كنار گذاشته از روى همان طب ايرانى معالجه كردند و به كلى مرضا خوب شدند . فلوس بايد داد و بعضى منضجها « 1 » مثل ريشهء كاسنى ، تخم كاسنى ، شيرخشت . غذا هم شير . پس از آن‌كه تب تخفيف يافت ديگر خنكى نبايد داد فقط شير بدهند . اين نسخه را نوشته با دواى كافى الموت فرستادم . الحمد للّه از آن به بعد كسى تلف نشد . تا امروز من دو من فلوس خريده و بمردم مجانى داده‌ام ( سر قلمها تقلبى شده چند روز يك مرتبه مىشكند . خيلى هم گران شده دانهء يك عباسى ) . آنطور كه اول در زوارك و نسا حصبه قتالى مىكرد اگر اين دواها نرسيده بود اغلب تلف شده بودند . اگرچه موت و حيات دست ديگرى است و نبايد اعتقاد به دوا داشت .

امير اسعد - سردار اقتدار

امير اسعد احضار به طهران شده . تنها از كيد سردار اقتدار ترسيد برود . رفت اوان و منتظم الملك را برداشته به قزوين رفت كه از آنجا طهران برود . سپهسالار طهران رفته . سردار اقتدار با جمعيت خود در شترك نشسته . تنكابون و با هنگامه مىكند . آقاى آقا سيد علينقى مجتهد از سادات جيل القدر سياورز بدين مرض مرحوم شد . بعضى از عمله‌جات فرار مىكنند ، اما باز بعضى مىروند .

ماليات صباغى

غروب مأمور ماليات صباغى آمد . سؤالاتى كردم گفت گندم هيجده تومان است ، آرد بيست الى بيست و يك تومان ، نان سه قران . روزى شصت من شاه روسها نان مىبرند سواى نانواخانه‌هاى خودشان . جو دوازده تومان و نيم الى سيزده ، انگور ده تومان شده . پرسيدم چرا گران شده گفت روسها مىخرند . قشون روس مىگفت در سلطان‌آباد و آن دهات شش هزار نفر اردو دارد . در آوه چهارده هزار نفر ، در شهر پنج هزار نفر ، پنج هزار
هامش
( 1 ) - اصل : ممزج .