تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4578

مساهمون:

ص٤٥٧٨

تايپ رايتر 5 ليره‌اى

گفت با كمال ميل و امتنان قبول مىكنم . خانم منشى من است . يك ماشين سفرى خودنويس هم داريم . الآن آورده و مشغول مىشود ( تايپ رايتر ) . حبيب نوكر همدانى آنها رفت جعبهء كوچكى آورد . خانم باز كرده يك تايپ رايتر ظريف كوچك قشنگ بيرون آورد . گفت پنج ليره در نيويورك خريده‌ام اما قيمت اصلى آن يك ليره است . ليكن كارخانه‌ها باهم سازش كرده يك ليره را به چهار ليره منافع مىفروشند . اول خواست براى گودوين رئيس بانك قزوين كاغذ بنويسد بعد گفت اين گودوين آدم مهملى است . اگر رئيس بانك كرمانشاه باشد او بهتر است . بعد گفت شايد او هم رشت رفته باشد چه عيب دارد كاغذ را به خود اداره بنويسم . من چك هم همراه دارم حواله به صراف خودم مىكنم و خيلى بهتر است . كاغذى خانم به اداره نوشت . در حين چك نوشتن گفت حالا كه ليره ارزان است پس دو سال آبونه شويد . من هم قبول كردم . چهار ليره حواله نوشت جوف پاكت گذاشتيم . كپيهء كاغذ را هم به من داد . ليره را هم دانه‌اى سه تومان و شش هزار قيمت گرفت و گفت هنگام حركت هزار ليره به‌همين قيمت فروختم . پول ما در هيچ‌جا كسر نكرده مگر در ايران . آن هم محض منات روس است . از شش تومان به سه تومان و شش هزار رسيده كاغذ ما با پول زر ابدا تغيير ندارد . خودم در شهر كاغذ دادم و بانك برابر آن ليره طلا داد . اين آبونهء روزنامه كه دفعه سيم با چهارم است پول داده‌ام انشاء اللّه برسد . من خيلى ممنون آمدن مسيو مىشوم . اين دفعه هم پول را شيخ خورد با آن همه سفارشات . ناهار چلو و خورش بادمجان و كتلت و سوپ فرهاد درست كرده بود . فاليز سيلكان هم هندوانه و خربوزه اعلى امسال داده صرف شد . عصر قدرى گردش رفتيم . شب خيلى صحبت شد . مسيو فتح را يقين داشت و مىگفت مصالحه وقتى مىشود كه اسلامبول تسخير بشود . تا حال هم دولتين انگليس و فرانسه راضى نمىشدند اسلامبول را روسها گرفته و مالك شوند . ليكن حاليه قبول نموده‌اند . قشون سالونيك جلو مىرود . رومانيا هم از بالا حمله مىآورد . قشون روس كه در بسارابى حاضر است از راه رومانى داخل بلغار مىشود . از سمت درياى سياه هم روسها جلو مىروند و البته اسلامبول نمىتواند مقابل اين همه قشون دوام بياورد . انور پاشا دختر سلطان محمّد را گرفته در حقيقت سلطان حقيقى عثمانى اوست ( حقيقتا كار عثمانى و بلغار و اطريش خيلى زار شده است . صد و سى هزار نفر عساكر رشيد صرب حالا مثل خوك تير خورده با بلغار جنگ مىكند ) .