حاليه خيلى استعداد وارد مىكنند . من اندرون آمدم و آنها استراحت كردند .
قالى كرمان - همدان
روز ديگر صحبت از قالى شد . من بدوا پرسيدم قالى كدام ولايت ايران مطبوع و مرغوبتر است . گفت خوب و بد همهجا دارد ، اما از همه مرغوبتر و مطبوعتر مال كرمان است كه بد گويا نداشته باشد . مىگفت پنج سال است اين شركت ترتيب يافته يك مليان ليره سرمايهء شركت است . در همهجاى ايران و تمام پايتختهاى دول اروپ و امريكا عامل داريم و شركت خوب منافع برده و بعدها خواهد برد . من پرسيدم سالى چقدر قالى خريد و فروش مىشود . گفت از همدان فقط من سالى سيصد هزار ليره قالى خريد مىكنم . دو كارخانه در شهر داريم نهصد زن كار مىكند و قرب هزار و دويست كارگر در دهات داريم كه پشم و نقشه مىدهم براى كمپانى قالى درست مىكنند . در كوريجان ده شما دو كارگر دارم . اول كه به همدان آمدم قالى عريض هيچ قبول نمىكردند درست كنند . حاليه به هر اندازه بخواهيم قبول مىكنند . گفتم قاليچه هم درست مىكنيد . گفت خير ، آن را خودشان درست مىكنند و دلالها براى ما مىآورند و من روزى دويست تخته قاليچه خريد مىكنم . ( من يادم مىآيد آن وقتها كه همدان بودم فقط در قريهء فامنين قالى درست مىكردند و دوازده سال قبل كه كوريجان رفتم سه خانه قالى كثيفى مثل مال حالاى الموت درست مىكردند . حاليه در تمام دهات قالىبافى راه افتاده و در كوريجان خانهاى نيست كه قالىبافى نباشد . اينطور ترقى كرده ) . يك ورقه اعتبار در جيبش بود بيست و پنج هزار ليره كه هر وقت بخواهد بانك بدهد .
تاريخ جنگ
كتابهاى مرا تماشا مىكردند . دو جلد
The Times History of the War
هرمز ميرزا براى من فرستاده بود نديده بودند و خيلى تعريف كردند . حقيقتا هم خوب تاريخى نوشته و تصويرهاى خيلى خوب هم دارد . بعد مجلدات « لندن نيوز » را تماشا كردند . من گفتم نمىدانم چه طلسمى افتادهام كه چند مرتبه پول فرستادهام به وصال « لندن نيوز » ترسيدهام . گفت البته پول شما را خوردهاند و الا ممكن نبود روانه نكنند . گفتم مىدانم . اما ممكن است شما زحمت كشيده كاغذى بنويسيد پول روانه كنيد .