ملكه و روشنك دست داد . همانجا نشستيم چاى خورديم . بعد به اطاق رفتيم . خيلى تعريف از اينجا كردند . گفت ده روز است به واسطهء ناخوشى خانم در قسطينلا توقف كرديم تا نوبه رفع شده خدمت رسيديم . من اول از اصل و نسب آنها جويا شدم . مسيو اهل انگلند [ است ] و خانه در لندن دارد . خانم امريكائى و اهل نيويورك است . پنج سال است ايران هستند ، دو سال است در همدان و به واسطهء آمدن عثمانيها فرارى شدهاند و خيال دارند تا مشهد رفته در ادارهء آنجا باشند ، تا كار همدان خاتمه پيدا كند . خانم جوان است اما خيلى زشت . هفت سال است شوهر كرده ليكن اولادش نشده و خيلى غصه مىخورد . بچههاى مرا ماچ مىكرد .
اخبار جنگ از زبان رئيس كمپانى قالى
بعد خودش از اخبارات گفت و كاغذى از بغل بيرون آورد كه رئيس بانك كرمانشاهان كه قزوين است به او نوشته بود به تاريخ سيم سپتامبر ( 4 ذيقعده ) آلمان فرونت غرب خود را كوچك مىكند . رومانى بيست و هشت ميل داخل خاك اطريش شده است . بلغار خواهش صلح كرد قبول نشد . روسها پيش مىروند . يونان رولوسيون شد . كانستنتين فرار به آلمان كرد . در اصفهان بين روس و بختيارى جنگ شد . طهران امن است .
اين كاغذ و اخبار مقدمهء صحبت ما شد ، گاهى به انگليسى گاهى به فارسى . مدتى صحبت داشتيم . من گفتم مىگويند رومانى يك مليان قشون دارد . گفت تا هفتصد هزار نفر كه يقين است ، ليكن اين قشون به سن سربازى مشق كرده و فنونات جديد را آموخته هستند از يك مليان بهتر كار مىكنند . سال ديگر هم ما پنج مليان قشون خواهيم داشت .
مرا براى اينكه بنيهام خوب نبود قبول نكردند . باز مىگفت پادشاه يونان براى خاطر زنش اين همه مخالفت با ما كرد . اما آخر الامر به واسطهء دادن شهرها و قلعهها به بلغار كه قباله نموده و داد « ونزلويس » و حزبش موقع به دست آورده به ملت يونان آشكار كردند كه همچو خيانتى نموده و اسباب بلوا و شورش عمومى شد كه نتوانست در آنجا اقامت نمايد و حالا احتمال قوى مىرود يونان هم به كمك ما داخل جنگ شود .
شام را بيرون سر ميز خورديم . خانم لباس زنانه پوشيده بود . خيلى مهربان بودند . ابدا شباهت به انگليسيهاى مغرور نداشتند . ايرانيت آنها غلبه داشت . خواهش كرد پلو و خورشهاى ايرانى برايشان درست كنم كه خيلى ميل به غذاى ايرانى دارد . مسكرات هيچ استعمال نمىكنند . روز ديگر باز داخل صحبت شدم . مسيو يك نقشه از خط حركت خودش مىكشيد . يك نقشه هم از ايران داشت كه براى دولت هندوستان كشيده بودند .
مىگفت جنرال ساكس دو جلد كتاب خوبى براى ايران نوشته خوب است آن را بخوانيد .