تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4573

مساهمون:

ص٤٥٧٣
جمع عايدات نقدى 112577563 قران 488 دينار جمع عايدات جنسى 29324852 قران جمع كل عايدات مملكتى 1411904416 قران 293 دينار

نامهء شيخ

پس از اظهار كسالت و اوقات تلخى مىنويسد : « اما اول از اخبارات خواسته بوديد فعلا خبر تازه نيست . به همان حال سابق اوضاع باقى است . به قول حاج فخر الملك روسها در اغفال و استتار اخبار يد طولائى دارند . چه خبر است نمىفهميم . همين‌قدر مىبينيم روسها همه روزه در كار و مشغول آوردن استعداد هستند و جنگ بين همدان و قزوين هم شروع نشده . تا خبرى نباشد دروغ نوشتن ثمر ندارد . سپهسالار در نجف‌آباد « 1 » هست . ظل السلطان مراجعت كرد به طهران . از طهران چند عرابه توپ بزرگ قزاقها آوردند رفتند آوج . موجبات بىتكليفى و وحشت فراهم است ( باز بگويند ايران استعداد و توپ و توپخانه ندارد . ببينيد به روسها توپ مىدهد ) .

و با

فعلا اهميت و با از همه بيشتر است و تمام گذر و كوچه‌ها روضه‌خوانى برپاست . ولى ابدا تقلبات مردم ذره‌اى كاهيده نشده است . به قدرى جرى شده‌اند كه نه از سياست خلق مىترسند نه از سياست الهى . ( اينجا از حال خودش مىنويسد كه براى من زندگى چه ثمر دارد و حال آن‌كه دروغ مىگويد و مىرود توى حساب ماليه ) . بساط قونسلگرى كه برچيده شده بود مجددا پهن گرديد . خبر تازه دخول رومانياست بر عليه متحدين و اعلان جنگ نموده . آنچه در اين مدت به آلمان آذوقه فروخته به عوض تمام را اسلحه گرفته . فعلا مىگويند يك مليان قشون حاضر نموده است . انتهى . ( پايان نامهء شيخ )

فوت دختر آقا

يكشنبه 13 - سابقا نوشته شد دختر آقا ناخوش شده است . روز به روز ناخوشى او شدت كرد . طبيب هم كه نداشتيم . بالاخره پريشب شب شنبه دو ساعت از شب رفته در حالى كه همه در حياط نشسته بوديم صداهاى غريب از خودش بيرون آورد . با يك تشنج
هامش
( 1 ) - نجف‌آباد - دهى از دهستان خرقان شرقى در بخش آوج شهرستان قزوين كوهستانى و سردسير .