تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4537

مساهمون:

ص٤٥٣٧

شاه خوب تربيت نشده

پنجشنبه 23 ج 2 - عريضه به حضرت و الا نمودم براى رفتن پطروگراد و آوردن انوشيروان ميرزا . عصر قونسلگرى رفتم . مشغول كارند . قونسل نظامى است و جوان است . از الموت خيلى پرسيد . همه‌چيز گران است . ماهوت پست ذرعى شش تومان . مرضا را به اعتبار السلطان رجوع كرديم مشغول مداوا شدند . از افخم الدوله از حالات شاه پرسيدم . گفت خوب تربيت نشده و ناصر الملك نايب السلطنه مخصوصا در عدم تربيت او سعى كامل داشت و او را به كلى از ايران و سلطنت مأيوس نموده بود . خيلى تنبل و تن‌پرور عمل آمده . الان هم از شهر فرار كرده همان فرح‌آباد است و نخواهد آمد . متصل با زنها و سازنده‌ها عيش مىكند . براى آن‌كه شكمش خيلى بزرگ‌تر نشود گاهى هم سوار مىشود شكار مىرود . گذشته از صيغه و كلفتهاى قهوه‌خانه . . . هم مىكند . روى هم رفته شاهى نيست كه تعريف داشته باشد . بىنهايت هم پول‌دوست است . به كارها هم ابدا نمىرسد ( آن مردمى كه فرياد مىكردند شاهمان را بدهيد خودمان تربيت كنيم بيايند تماشا كنند ! )

مقتدر نظام

از مقتدر نظام آقا مىگفت دو سال در اطاق اول پشت اطاق معاون وزارت داخله بدون مواجب و مرسوم نشسته بود و فقط كارش اين بود هركس وارد مىشد مىگفت آقا چه مىفرمائيد ، چه فرمايش داريد . كم‌كم ميز را هى برد بالاى اطاق تا رسيد به پشت در اطاق معاون . صبح زودى كه سرايدار در اطاق را باز مىكرد ميز را چپاند توى اطاق معاون . حالا آنجا نشسته كاغذ مهر مىكند و معاون معاون است . اذان صبح مىرود چهار از شب رفته رجعت مىكند . يك روز پيش سپهدار رفته بود فضولى كرده بود تغير شنيده بود . بيرون آمد گفت اين بد جانورى است ، من بايد همان كاشف السلطنه معاون را خر كنم ، چه كار به كار وزير يا سپهدار دارم . ديگر آنجا نرفت .

ميرزا كوچك خان

از ميرزا كوچك خان پرسيدم . من گمان ديگر مىكردم . گفت ميرزا كوچك طلبه‌اى بود از طهران رفت گيلان و حالا مشهور به ميرزا كوچك خان جنگلى شده كه در روزنامه‌ها مىنوشتند خبر از اردوگاه برادران جنگلى . امير اسعد مىگفت وارد اطاق سپهدار شد بنا