تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4516

مساهمون:

ص٤٥١٦
ليكن دنبال زينب و ملكه خانم مىافتند . همين‌طور از هر خانه تا به آخرين منزل برسند سى چهل نفر زن جمع مىشوند و هرچه صاحب‌خانه حاضر نموده باشد غارت مىشود ، اما امسال به واسطهء گرانى خيلى به مردم سخت گذشت . لوازمات عيد از قند و شيرينى و لباس خيلى گران و اغلب نگرفتند .

سركيسه كردن رعايا توسط سردار اقتدار

اشخاصى كه تازه از تنكابون آمده‌اند مىگويند كه سردار بااقتدار « 1 » دست رد به سينهء احدى نگذاشته ، هركس يك كلاه نو سرش بوده جريمه شده . غالب مردم هم فرارى شده‌اند و مىخواهد به‌سمت كجور و سر كيسه كردن آنها برود . آنچه جرايم كلى گرفته است كه قابل ذكر است از اين قرار مىباشد : حاجى نظر على هزار تومان - حاجى اسمعيل و حاجى يعقوب هزار و هفتصد تومان - عباسقلى هشتصد تومان - مسعود الملك هزار و پانصد تومان [ و ] نه قبضه تفنگ اعلى - ملا شعبان سواى غارت دويست تومان - آقا مرتضى لنگائى پدر اكبر آقا سيصد تومان - از جعبهء شعبان خان ششصد تومان - محمّد على مباشر امير اسعد هزار و دويست تومان ( بعد هم مرحوم شد به واسطهء زخم گلوله ) - سيد مهدى پس كلايه‌اى سيصد تومان - مشهدى احمد آب كيله‌سرى چهارصد تومان - چراغعلى و كريم خان پسرش بهادر نظام آنچه داشتند غارت شد - ميرزا رضاى بلده‌اى دويست تومان و خانه‌اش غارت شد . يك نفر زن بلده‌اى كه اسباب مخفى كرده بود صد تومان . قبل از رسيدن قزاق هم شش هزار تومان جرايم و تقديم گرفته بود . اينها سواى جرايم پنجاه و شصت صد است . اسلحه و غارت هم كه ميزان ندارد . اما اسلحه را تحويل روسها نموده به كشتى مىبرند .

شكار اردك

شكار بامزه‌اى نوكرها كرده بودند . تقى و ميرزا حسين و اسمعيل جلودار از يارفى مىآمدند نزديك زوارك دو اردك مىبينند ، به زحمت زياد صيد مىكنند . يكى از آنها كه زخمى شده بود ميان آب مىرود مدتى توى آب عقب كرده بودند تا دستگير شده بود . با دماغ چاق به قلعه مىآمدند دم طويله ابراهيم ديده بود و توى سر خودش زده بود مرغ آبى خودمان است . با نهايت خجالت دادند اندرون و تعهد نمودند چهار تا به عوض اين دو تا بدهند .
هامش
( 1 ) - مراد سردار اقتدار است . ( مسعود سالور )