اخبار ايران از روزنامهها
روزنامهجات از 26 ربيع الثانى ، يازدهم حوت ، غرّهء مارس لغايت 8 ج ا ، بيست و سيم حوت ، 12 مارس .
ايران - اعليحضرت قصر فرحآباد . طهران امن ، وزراى جديد با قدرت كامل بدون هيچ مرافعه و گفتگوئى ، مجلس تعطيل ، قشون روس براى انجام فرمايشات رئيس الوزراء حاضر بدون هيچ توقع خدمت مىكند . البته بهتر از سرباز يا ژاندارم خودمان است كه يك نفر يا صد نفر به هر جا مىخواستند روانه نمايند ، پول مىخواست ، لباس مىخواست ، فوق العاده لازم داشت ، آخر هم نظم نمىتوانست بدهد . به عقيدهء من هر دولتى كه ضعيف و كوچك است خوب است همين طريق ايران را سرمشق خود قرار داده بىجهت ثروت و مكنت خود را به مصارف بيهودهء قشونى نرساند . . . « 1 »
فرمانفرما
عصر سه شنبه 25 ع 2 - فرمانفرما استعفا ميدهد . روزنامه از مشار اليه تمجيد مىكند ، از رجال كافى و اول سياسى . مىنويسد كه از اول عقيدهء سياسى او در همراهى و اتحاد با همسايگان بود و در دورهء وزارت خود انتقامى از دشمنان خود نكشيد ( خود فرمانفرما خودش را نظامى مىدانست حالا سياسى شده . چون در ايران هركس در هر مقام باشد خودش را عالم به همهچيز و آگاه به همه كار مىداند . نمىشود از فرمانفرما هم ايراد گرفت ) .
ظفر نظام
ظفر نظام را تأمين دادهاند و حالا مطالبهء اموال خود و كسانش را مىكند . يك فاجعهء غريبى در عراق واقع شده ميرزا على اكبر نام تاجر كاشانى را شب در اطاق با عيال و همشيرهء عيال و چهار نفر پسر از چهارده ساله تا شيرخواره را گوش تا گوش سر بريدهاند و آنچه داشته بردهاند . حاكم بختيارى اصفهان رفته و شهر در هرجومرج ، باز دستهجات مسلح و مجامع سابقه برقرار شده است .
شاهزاده نصرت السلطنه فرمانفرماى فارس كه در اصفهان است فى الجمله جلوگيرى مىكند . اهالى ديگر حكومت بختيارى هم نمىخواهند . كرمان به حال هرجومرج باقى است و نفوذ آلمان كماكان باقى . از قرارى كه در ترجمهء جرايد روسى نوشته شده بود
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .