تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4515

مساهمون:

ص٤٥١٥
بود تنكابون آمده بود در ادارهء حكومتى بود ، فرارى [ شده ] و گفتند گرمارود آمده . باز هم فرارى مىآيد . ايران را اين اسلحه خراب كرد و تا جمع هم نشود امنيت حاصل نمىشود . هزار قبضه تفنگ امير اسعد و كسانش بيشتر دارند . اقلا پنجاه موزر در دسنگاه او هست ، تا برسيم به ساير مردم كه خيلى از او جمعيت و استعداد و مكنتشان بيشتر است . مثلا جهانشاه خان ، امير نظام و غيره و غيره . امير اسعد را ده مرتبه پدرش احضار كرد نرفت . دولت احضار كرد نرفت . ترس است كه به يك نوشتهء عدل الممالك كه شما را جنرال خواسته به فاصلهء نيم ساعت با سه نفر آدم سوار شده مىرود . ميرزا على اكبر مىگفت طورى به عجله حركت كرد كه همه‌چيز را فراموش نموده . از عقب يكى كيف كاغذش را مىبرد ، يكى كيسهء توتون چپق ، ديگرى دستمال و جوراب .

نايب عظيم

جمعه 26 ، يازدهم حمل - هوا خوب است . پائيز كشت و زرعى نشد . حالا خوب مشغول شده‌اند . همه‌جا آدم فرستادم درخت زياد بكارند . توى سر رعيت بايد زد تا كار كند . شمر بن ذو الجوش الموت نايب عظيم به پاى خودش قلعه آمد . فورا گفتم حبس كنند ، به اصطلاح حالا توقيف شد . به واسطهء كارهائى كه كرده خيلى ترسيد . به گمان آن كه من او را به قصاص خواهم رسانيد . غلامحسين پسر حيدر هم شات و شوتى كرد كه به جاى پدرم او را خواهم كشت . بدون اطلاع من يك تفنگ هم كول كرده و پيش او رفته . به هر حال صد تومان تقبل كرد بدهد . ميرزا حسين او را امروز برد گرمارود كه تهيهء تنخواه نمايد . هفتاد سال دارد ، ناخوش هم هست . تمام اين عمر را به تقلب و شيطنت و حرام‌زادگى گذارند . قتل و غارت الموت را بيشتر به اين پير . . . نسبت مىدهند . در خانهء هر آقائى هم خيانت كرده . اين يك سال كه آمده اول نزد امير اسعد و بعد نزد اكرم الملك بود . اقتدار رسيد رفت پيش او . تمام آنچه اكرم الملك از مردم گرفته بود صورت داد . به محض آن‌كه سردار اقتدار به سمت كجور رفت و تنكابونيها بناى اتحاد را گذاشتند رفت نزد اكرم الملك و تمام مداخلهاى سردار اقتدار را صورت داد . پس از آن نتوانست بماند و آمد دچار من شد . نزد حضرت و الا هم بود خيانت كرد . خلقت غريبى است .

رسم زنها

زينب و ملكه خانم بازديد عيد زنهاى زوارك رفته بودند ، يك روز اين محله ، روز ديگر محلهء ديگر . مثل گداهاى طالقانى به هر سوراخى سر بايد بكنند و الّا اسباب رنجش مىشود . اما گداهاى طالقانى از هر خانه بيرون بيايند اهل آن خانه عقب آنها نمىافتند