است كه « ديريژابل » بتواند تا آن اندازه بالا برود . در يك ارتفاع چهار هزار مترى شروع به ريختن بمب و گلوله نمود . چراغهايش خاموش بود . شدت ابر و مه شعاع افكنهاى زمين و آيروپلنها را خورد و ناچيز مىساخت . ممتنع بود كه بتوانند سفينهء مرگبار و اهريمن قتل و كشتار را تميز دهند و بدانند كجاست و چه مىكند . در مقابل اين همه نور افكن ( رفلكتور ) و آيروپلنها و موشكها و توپها صاحبمنصبان زيپلن ناچار با قطبنما كار كرده و همينكه خويش را بالاى پاريس ديدند بار خود را خالى و بمبها و گلولهها را سرازير و سپس به اردوگاه خويش عزيمت كردند . با وجود شدت برودت هوا كه سى درجه تحت صفر بود بعضى از آسمانپيمايان دو تا سه ساعت در هوا مانده و بعضى ديگر براى برداشتن بنزين پائين آمده دو مرتبه طيران كردند . هيچ شبى در پاريس به اين درجه آيرپلن حركت نكرده بود و فقط يكى از آنها خورد و معيوب شد . قضيهء آمدن زيپلن به حملهء پاريس و مرئى نشدن آنها مجددا در قضاياى آسمانپيمائى يك مسئله را در اولين درجهء اهميت قرار مىدهد كه « سفينهء آلمانى غير مرئى بوده است . » اغلبى از آسمانپيمايان فرانسوى كه براى كشف موقع زيپلن حركت نمودند متحد القول هستند كه با مساعى و كوشش بسيار در جو هوا زيپلن نديدهاند .
غير مرئى بودن زيپلن ( بحث علمى )
مجلهء بزرگ علمى انگليسى « ناتور » در اين موضوع شرح بسيار جالب توجهى نوشته و چنين ثابت مىكند كه در اين حمله فقط مسئلهء تاريكى هوا نبوده است كه زيپلن را نديدهاند ، بلكه اختراع جديدى است كه روشنائى هم سفينه را غير مرئى مىسازد . سه نكته و سه اختراع در زيپلنها به كار رفته است كه اشياء و موقعيت يا كليهء سفينه آلمانپيما را از انظار خصم مصون و محروس داشته آن را در جو هوا غير مرئى مىسازد . اولا تشابه لون زيپلن و البسه و اشياء عملجات با محيطى كه در آن پرواز مىكنند ( آبى تيره رنگ يا سبز تيره رنگ مىنمايند ) . دوم مراعات اين اصول كه يك رنگ شفافى به آن نمودهاند كه هركجا برود هم رنگ محيط بوده باشد كه چنانچه سطح يك شىء را با حواشى و مربعهاى كوچك كوچك شيشه بلون يك محيط نمايند . قطر آن شىء در نظر نمىآيد و اخيرا اين اصول را در جهازات جنگى نيز معمول مىدارند . اصل سوم كه از همه مؤثرتر و او هم براى غير مرئى شدن هر جسم كوچك و بزرگى نافع است و در اين ضمن از همه مشكلتر آن است كه تمام آن را به آينه بپوشانند و در هر محيط تاريك يا روشنى هيچ چشمى او را نمىبيند و نظر به آنكه عكس فضاى محيط در آن منعكس مىگردد اين قسم عالىتر از همه است ، ليكن عمده اشكال در آن است كه چگونه سطح يك زيپلن به